X
تبلیغات
........تغذیه سالم،حیوانات و محیط زیست - حیوانات
........تغذیه سالم،حیوانات و محیط زیست
..................گیاهخواری،،حفظ محیط زیست،،تغذیه و سلامتی،،حمایت از حیوانات
گیاهخواری،محیط زیست ،سلامتی و تغذیه ،حمایت از حیوانات

 
تاريخ : یکشنبه دوازدهم خرداد 1392
امروز در بین خبرها با خبر بدی مواجه شدم که به دلیل اهمیت موضوع اینجا ذکر میکنم :

بعد از خبر قطع شاه پرهای پرندگان ، در باغ پرندگان تهران به منظور در اسارت نگه داشتن اونا حالا در خبر ناگوار دیگری باید شاهد اسارت حیوانات آبی در دلفیناریوم برج میلاد باشیم!

بله درست شنیدید! متاسفانه قراره بزودی دلفیناریومی ( بقول خودشون مرتفع ترین دلفیناریوم جهان!) در برج میلاد تهران راه اندازی بشه و البته این کار هم در راستای جذب شهروندان و گردشگران و با هدف سود آوری های کلان خواهد بود...

در ادامه ی خبر آمده:

"به گزارش روابط عمومی برج میلاد تهران، دلفیناریوم (پارک دلفین ها) نخستین دلفیناریوم غیرساحلی خاورمیانه و مرتفع ترین دلفیناریوم جهان است که بزودی میزبان گردشگران و شهروندان تهرانی در برج فرهنگی و تفریحی میلاد خواهد شد.

این پارک با هدف جذب گردشگر در برج میلاد تهران به عنوان یکی از جاذبه های گردشگری شهر تهران راه اندازی شده است.
در حال حاضر در این پارک، چهار شیر دریایی زندگی می کند که از کشورهای اسپانیا، هلند و آمریکای جنوبی آورده شده و توسط بهترین مربیان خاورمیانه آموزش دیده اند. این شیرهای دریایی با انجام حرکات آکروباتیک گردشگران را تشویق به بازدید از آن می کنند. ضمن آنکه بزودی قرار است تعدادی دلفین نیز در این دلفیناریوم آورده شود.
دلفیناریوم برج میلاد تهران در حال حاضر به صورت آزمایشی بهره برداری شده است و با آوردن دلفین ها،در تاریخ دوم تیرماه به صورت رسمی افتتاح می شود.
دلفیناریوم برج میلاد تهران سه هزار و ۲۰۰ متر مربع وسعت دارد و ظرفیت پذیرایی از بازدیدکنندگان روزانه در هر سانس ۱۲۰۰ نفر است و قرار است در چهار سانس به نمایش در اید. همچنین آموزش های لازم به شیرهای دریایی برای گرفتن عکس یادگاری، کشیدن نقاشی ونواختن ساز دهنی به آنها داده شده است..."

لینک خبر

انجام حرکات آکروباتیک، گرفتن عکس یادگاری، کشیدن نقاشی ، نواختن ساز دهنی! ای خداااااااااااااا

برای انجام این حرکات و ساعتی تفریح بازدیدکنندگان این حیوانات باید عمری رو در اسارت بگذرونن ، برای فراگیری این مسخره بازی ها ، بسختی شکنجه بشن چون این بشر نادان و خودخواه نمیخواد بفهمه که حیوانات دلقک و اسباب خنده و تفریح ما آدما نیستن و دلیل خلقتشون سرگرم کردن ما نبوده!

پارک آبی کیش کم بود حالا میخوان برای برج میلاد هم دلفین بیارن!

بخدا این موجود دو پا مستحق بدترین سرنوشته و البته در این بین تر و خشک هم با هم می سوزند.به بردگی کشیدن ، آزار و کشتار حیوانات به بهانه ی خوراک ، پوشاک ، دارو ، تفریح ، تحقیق...و انگار این بهانه ها تمومی نداره.

واقعا درسته که گفتن تا زمانی که این جنایات وجود دارند، میدان​های جنگ هم وجود خواهند داشت و بشر روی صلح و آرامش رو نخواهد دید.

یکی از شاهکارهای آدما اونم در قلب اروپای بظاهر متمدن! ماجرای جزیره ی فارو در دانمارکه که هممون شنیدیم. جنایتی که هر سال بر اساس یک سنت قدیمی صورت میگیره.
برای دوستانی که ممکنه در این باره چیزی نشنیده باشن: هر ساله به مناسبت بلوغ نوجوانان و برای ورود به مرحله ی بزرگسالی طبق یک سنت دیرینه و وحشیانه ، دلفین ها رو بطرز فجیعی قتل عام میکنن.



جنایات وحشیانه و غیر قابل بخشش دیگری هم ، هر ساله در تایجی ژاپن اتفاق میفته و طی اون هزاران دلفین ، این حیوانات زیبا و بی آزار به طرز وحشیانه ای قتل عام میشن.
هر سال صیادان تایجی چندین هزار دلفین رو به دام میندازن ، تعدادی از اونا رو برای فروش به آکواریوم‌ها و پارک‌های آبی انتخاب کرده و باقیمانده دلفین‌ها رو برای استفاده از گوشتشون بیرحمانه قتل عام می کنن.




عجب صبری خدا دارد!

دوستانی که مستند The cove رو ندیدن ،حتمن ببینن. این مستند که در مراسم اسکار سال ۲۰۱۰ برنده جایزه بهترین مستند سال شد پرده از این جنایات هولناک بر میداره.

این درحالیه که دلفین ها حیواناتی بی اندازه باهوش هستند و از ستمی که در حقشون میشه آسیب زیادی می بینن هر چند که اگر تا این حد هم باهوش نبودن در اصل ماجرا فرقی نمیکرد و بشر حق به بند کشیدن و کشتن اونا رو نداشت.

لینک زیر:

اعلامیه حقوق دلفینها !


دلفین‌های که در پارک‌های آبی نگه داری میشن برخلاف جست و خیزها و از آب بیرون پریدن‌ها ، اصلآ خوشحال نیستن جایی می خوندم که اکثرشون بخاطر اضطراب شدید دچار زخم معده میشن.
دوستان لطفا اطلاع رسانی کنید. همه ی بستگان، همسایه ها ، همکاران ، دوستان و آشناهاتون رو از ستمی که در حق این حیوانات میشه آگاه کنید. همگی یکپارچه پارک های آبی رو تحریم کنیم. این پارک ها فقط بخاطر تماشاچی هاست که بر پا میشه، اگر مردم استقبال نکنن و بهشون پشت کنن این سوء استفاده های کثیف ادامه پیدا نمیکنه.

هر کس که برای تماشای رنج این حیوانات در اسارت به این پارک های آبی بره بی تردید در این جنایات هولناک سهیمه. ستمی که در عالم هستی بی جواب نمی مونه. دستان خود را از این آلودگی پاک نگه داریم.


منبع:تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن حیوانات



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : چهارشنبه هشتم خرداد 1392

چند تصویر و یک پیام مشترک!





آنها نیز در غم از دست دادن دوستان و یا اعضای خانواده شان، ناله سر می دهند،
اندوهگین می شوند
و سوگواری می کنند...

***


در قرن شانزدهم، رنه دکارت، فیلسوف و ریاضیدان، گفت که حیوانات مثل ماشینهای خودکار هستند یعنی ماشینهایی که خون در رگهایشان جاریست، بدون فکر یا تمایل و آرزو !

نمیدونم آیا آقای دکارت هرگز این حیوانات را از نزدیک دیده، آیا هرگز شاهد چنین رویداد هایی بوده!؟
بدون شک اگر با یکی از این صحنه ها مواجه میشد ، در ابراز نظر های فیلسوفانه اش تجدید نظر می کرد!




وقتی یکی از اعضای گروه فیلها می میره، بقیه ی فیل ها جسد اونو با برگ و علف می پوشانن و چندین روز بالای سرش سوگواری می کنن، درست مثل آدم ها که بر سر مزار عزیزان از دست رفته شون میرن، فیلها هم تا سالها بر سر استخوان های فیل های مرده میرن....جالبه نه؟

آیا یک ماشین خودکار می تونه چنین حس عاطفی عمیقی داشته باشه!؟



این هم تصویر آشنایی ست که احتمالا ،خیلی ها قبلن دیدن...دلفین مادر غمگینی که روزها، جسد فرزندش رو با خودش حمل میکنه.


طبق گزارش‌های ثبت شده دلفین‌ها تا شش روز جسدها را با خود حمل می‌كنند.








بعضی از پرنده ها نسبت به مرگ جفتشون حساسیت زیادی دارن و تا مدت ها دچار افسردگی میشن.

بعضی ها هم وقتی یک همنوع مرده خودشون رو می بینن با سر وصدا کردن به سایر پرندگان خبر میدن و با جمع شدن در کنار پرنده مرده به نوعی سوگواری می‌کنند.

چند سال پیش شاهد مرگ کلاغی بودم ، بقیه ی کلاغ ها در یک چشم بر هم زدن ، همدیگرو خبر کردن و دورش جمع شدن و غوغایی به راه انداختند...!








این تصاویر دردناک هم که اونقدر گویا هستند که نیاز به هیچ توضیحی نداره ...

لطفا لینک زیر را ببینید:

درک شامپانزه ها از مرگ



اما سرما و یخبندان هم نمی تونه چیزی از مهر مادری کم کنه ...فرق نمیکنه مادری که فرزندش رو از دست داده در قطب شمال باشه یا قطب جنوب ...




سوگواری برای همنوع تا کنون در بین حیوانات مختلفی دیده شده...از حیواناتی که نام بردیم تا غاز ها و گوزن ها و بابون ها و ... تا سگ ها و گربه ها که عواطفشون فقط شامل حال فرزندان و یا هم نوعانشون نمیشه.اونایی که تجربه ی نگهداری از این حیوانات رو دارند بهتر میدونن که این حیوانات با وفا و دوست داشتنی چقدر خوب قدر محبت رو میدونن و اگر اندکی محبت و توجه ببینن این محبت رو به صاحبشون برمیگردونن.

حتما شما هم داستان های واقعی زیادی از فداکاری این حیوانات خانگی شنیدید. چه در نجات جان اعضای خانواده و چه در غم از دست دادن صاحبشون و سوگواری برای او...

بررسي هاي جديد جانور شناسان نشون ميده که برخورد با مرگ در بين حيوانات بسيار پيچيده تر و توسعه يافته تر از اون چيزيه که تا بحال تصور مي شد. هر روز گوشه ای از دنیای شگفت انگیز حیوانات کشف میشه و به ما یادآوری میکنه که دانسته هامون در مقابل ناشناخته ها خیلی خیلی اندکه...

شاید بهتر باشه که از این پس در مقابل این همزیستان دوست داشتنی و بی نظیرمون کمی تواضع به خرج بدیم و دیگه از موضع اشرف مخلوقات بهشون نگاه نکنیم و اونا رو اینقدر دست کم نگیریم.

هر موجودی توانایی های منحصر به فردی داره که پازل هستی رو کامل میکنه. شاید اگر نوع نگاه ما آدم ها تغییر کنه ، دیگه این حق رو به خودمون ندیم که همسایگانمون در این سیاره رو اینگونه به بند بکشیم و ازشون سوء استفاده کنیم.


منبع: تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن حیوانات



ارسال توسط greenveg

چینی‌ها حیوانات زنده را جاکلیدی کرده اند!





کالایی که عرضه آن در کشورهای دیگر بعید و غیرقابل تصور است، وارد بازار چین شده و طرفداران بسیاری پیدا کرده است.

به گزارش ایسنا به نقل از یورونیوز این روزها گروهی از مردم چین با فروش حیوانات کوچکی همچون لاک‌پشت، سمندرهای آبی و ماهی‌ به‌عنوان جاکلیدی یا گردنبند برای خود درآمدزایی می‌کنند. این افراد با قرار دادن این حیوانات کوچک در داخل کیسه‌های آب، آنها را به‌عنوان جاکلیدی به کودکان و بزرگسالان می‌فروشند.

حیواناتی که به‌صورت جاکلیدی به فروش می‌رسند در 25‌سانتی‌مترمربع فضای کوچک پلاستیکی و غیرقابل نفوذ جای داده شده‌اند و به سختی قادر به حرکت هستند. این کیسه‌های حاوی آب به حدی کوچک هستند که حیوانات به سختی می‌توانند در آن حرکت کنند و احتمالا ظرف چند هفته تلف می‌شوند. یکی از فروشندگان این جاکلیدی‌ها در پکن می‌گوید: روزانه حدود 50 جاکلیدی را به فروش می‌رسانم و قیمت آن بسیار پایین است.

براساس این گزارش با رواج فروش این جاکلیدی‌ها، گروهی از حامیان حقوق حیوانات به مخالفت با این اقدام بی‌رحمانه پرداخته‌اند. کشور چین هیچ قانونی در دفاع از حقوق حیوانات ندارد و فاقد قوانین لازم برای ممنوعیت فروش این وسایل و حمایت از جانورانی است که بیرحمانه به فروش می‌رسند.





به نقل از دیده بان حقوق حیوانات ،عکس العمل قابل توجه حامیان حیوانات به تولید جاکلیدی های حاوی حیوان زنده در چین، رکوردی کم سابقه را ایجاد کرد: ۳۰۰۰۰ امضا بر علیه این محصول!

هم اکنون و با به انتها رسیدن هدف ۳۰۰۰۰ امضا برای مخالفت با این محصول آزارنده تهیه کننده این دادخواست اینترنتی پیغامی برای تشکر به تمام امضا کنندگان ارسال کرده به این مضمون:

"ما رکورد سی هزار امضا را شکستیم و من به همه شما افتخار می کنم. حالا این نامه ارسال خواهد شد، من این نامه را امروز و هر هفته ارسال خواهم کرد. امیدوارم گوش شنوایی پیدا شود و در این زمینه اقدام کند. از همه شما متشکرم. ارادتمند.

جیمز هووی"


تالار گفتمان گیاهخواران_ انجمن حیوانات



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : چهارشنبه یکم خرداد 1392




گران ترین قهوه دنیا به کاپی لواک موسوم است و از مدفوع نوعی گربه اندونزیایی به‌نام لواک به‌دست می‌آید!

اما علاقمندان به این قهوه اگر در جریان جزئیات فرایند تهیه آن قرار گیرند٬ احتمالا دیگر تمایلی به نوشیدن این قهوه لوکس نخواهند داشت. مدافعان حقوق حیوانات به شواهدی دست یافته‌اند که نشان می‌دهد این حیوانات در شرایطی سخت٬ به خوردن و دفع میوه درخت قهوه وادار می‌شوند.

این نوع قهوه عمدتا در اندونزی تهیه می‌شود و از مدفوع حیوانی شبیه به گربه که در آسیای جنوب شرقی زندگی می‌کند به‌دست می‌آید. به‌طور طبیعی این حیوان در مزارع قهوه می‌چرخد و از بهترین میوه‌های درخت قهوه تغذیه می‌کند. می‌گویند در معده این حیوان آنزیم‌هایی ترشح می‌شود و فعل و انفعالی بر روی دانه قهوه صورت می‌گیرد که طعمی خاص و استثنایی به قهوه می‌بخشد. بعد که حیوان اجابت مزاج کرد٬ کارگران مدفوعات را از مزرعه جمع‌آوری کرده و باقی مراحل شست‌وشو و خشک کردن آن را انجام می‌دهند.


محبوبیت جهانی کاپی لواک به سال ۲۰۰۷ بازمی‌گردد؛ زمانی‌که در سکانسی از فیلم The Bucket List با بازی جک نیکلسون و مورگان فری‌من٬ به فرایند تهیه این قهوه اشاره‌ای مستقیم می‌شود. در آن سال قیمت هر پوند کاپی‌ لواک در بازارهای جهانی به ۲۳۰ دلار می‌رسد. در سال‌های بعد این قیمت به ۶۰۰ دلار هم می‌رسد.
به گزارش آیکافی طولی نمی‌کشد که قهوه به‌دست آمده از مدفوع این حیوان نازنین مرزهای اندونزی را درمی‌نوردد و سر از کافه‌ها و کافی‌شاپ‌های آمریکا و اروپا در می‌آورد. سال گذشته کافی‌شاپی در لندن هر فنجان کاپی‌لواک را با قیمت ۷۰ پوند به مشتریان عرضه می‌کرد. در مالزی برای یک فنجان از این قهوه چیزی حدود ۱۶ دلار باید پرداخت کنید.

اما تقاضای جهانی برای این قهوه و قیمت نهایی بالای آن در کنار منحصر‌به‌فرد بودنش٬ باعث شده که فرایند تولید آن از شیوه‌ای اصیل و طبیعی به روشی غیرانسانی بدل شود. قهوه‌کاران اندونزیایی به‌سودای سود بیشتر و زحمت کمتر٬ حیوان زبان‌بسته را به انواع شکنجه‌ها گرفتار می‌کنند.قضیه بسیار ساده است؛ طبیعتا جمع‌آوری مدفوع حیوان از قفس بسیار ساده‌تر است تا از میان مزارع و درختان قهوه. پس مزرعه‌داران این حیوانات را در قفس‌های جداجدا نگه می‌دارند و روزانه جیره میوه درخت قهوه‌شان را در قفس در اختیارشان قرار می‌دهند و عصر به عصر مدفوعات را جمع می‌کنند.

روزنامه گاردین به‌تازگی از یکی از این مزارع در شهر مدان استان سوماترای اندونزی بازدید کرده است؛
جایی که این گربهٔ زَبّاد در قفسی تنگ در انتهای مزرعه محبوس بوده و دو توله‌اش هرکدام در قفس‌هایی دیگر دور از مادرشان نگه‌داری می‌شده‌اند. گاردین در این مزرعه ۲۰ قفس پنهان‌شده دیگر پیدا می‌کند.
گروه‌های مدافع حقوق حیوانات می‌گویند گربه‌های اندونزی برای تولید کاپی لواک تحت شکنجه قرار می‌گیرند.اما پیش از آن‌که اولیور میلمان ستون‌نویس گاردین هفته پیش این مقاله را از مدان اندونزی مخابره کند٬ من در سفری که سال گذشته درست به همین شهر داشتم٬ به عینه با چنین قفس‌هایی در یکی دو مزرعه قهوه مواجه شدم.همان‌وقت در سفرنامه‌ قهوه در اندونزی نوشتم:در چند سفری که به مزارع کاپی‌لواک-خیز آسیای جنوب شرقی داشته‌ام،‌ این حیوانات بینوا در بند قفس را دیده‌ام که گوشه قفس کز کرده‌اند و نای حرکت ندارند. این هم برای خودش روشی‌ست! آنها را در قفس محبوس می‌کنند و برگ‌های درخت قهوه را جلوی حیوان می‌اندازند. آگاهان می‌گویند کاپی‌لواکی که به طریقه طبیعی و با گردش آزاد حیوان در مزرعه به‌دست نیامده باشد، از درجه اعتبار ساقط است. کارگران قهوه پیش از این در پاسخ به پرسش من درباره علت حبس حیوان در قفس می‌گفتند که این‌ها تنها برای نمونه است صرفا جهت حظ بصری توریست‌ها ! ... کاپی‌لواک‌های ما اوریجینال است. اما خانم متصدی یک کارگاه کوچک فرآوری قهوه در همین سفر مدان آب پاکی را روی دستم ریخت و گفت اصلا همین‌طوری بهتر است؛ به‌خاطر این‌که حیوان که نمی‌فهمد، چون حیوان است! ممکن است از دانه‌های قهوه‌ی فاسد شده تغذیه کند. به همین خاطر ما خوب‌هایش را برایش سوا می‌کنیم و در اختیارش قرار می‌دهیم.حالا سر و صدای انجمن‌های دفاع از حقوق حیوانات درآمده که تعداد چنین مزارعی در کشورهای قهوه‌خیز و معمولا فقیر ِ آسیای جنوب شرقی رو به‌فزونی‌ست.

هزاران هزارن جیوان زبان‌بسته دور از محل طبیعی زندگی خود در قفس‌هایی کوچک حبس می‌شوند تا کیلومترها آن‌طرف‌تر فنجانی قهوه پر و خالی شود. نگرانی دیگر این فعالان٬ استفاده از گونه‌های دیگری از همین خانواده است که در معرض انقراض قرار دارند. گاردین گزارش می‌دهد که برای تهیه کاپی لواک گاه از حیوانی با نام binturong استفاده می‌شود که بنابر طبقه‌بندی اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط‌زیست٬ جزو گونه‌های در خطر به‌حساب می‌آید.می‌گویند آنزیم‌های اسید معده این گونه‌های حیوانی موجب به‌دست دادن دانه‌های قهوه‌‌ای می‌شود که بعد از شسته‌شدن و بو دادن٬ طعمی ملایم و کاراملی به‌خود می‌گیرد.کریس شپرد مدیر یک سازمان غیردولتی مدافع حقوق حیوانات در جنوب شرق آسیا می‌گوید: “این حیوانات در شرایط بسیار ناگواری به‌سر می‌برند. نرخ مرگ‌ومیر در میان گونه‌هایی از گربهٔ زَبّاد، در حال افزایش است و بعضی در معرض خطر انقراض قرار دارند. شرایط دارد از کنترل خارج می‌شود٬‌ در حالی‌که آگاهی عمومی کافی نسبت به این مساله وجود ندارد. مردم باید بدانند که این قهوه چطور تهیه می‌شود. باید بدانند ده‌ها هزار حیوان محبوس در قفس نگه‌داری می‌شوند تا این قهوه درست شود. آن‌ها مسلما اگر این را بدانند٬ دیگر تمایلی به نوشیدن آن قهوه نخواهند داشت.سوای از این‌ها٬ طعم این قهوه آن‌طورها هم که می‌گویند٬ چندان آش دهن‌سوزی نیست. در همان سفرنامه آورده بودم:به نظر می‌رسد دلیل اصلی گران‌ بودن این نوع قهوه بیش از آن‌که به طعم و کیفیت آن ربط داشته باشد،‌ به شیوه خاص و منحصربه‌فرد تهیه‌اش برمی‌گردد. سوای از این،‌ مسائل تبلیغاتی را هم نباید فراموش کرد؛‌ به‌هر حال آدم‌هایی که بوگاتی سوار می‌شوند قهوه‌ای که می‌نوشند باید یک فرقی با قهوه بقیه داشته باشد؛ وگرنه ما که بارها امتحان کرده‌ایم، چندان تفاوتی با دیگر قهوه‌های تک-گونه (Single Origin) احساس نکرده‌ایم.

***

توضیح: گربهٔ زَبّاد پستانداری گوشت‌خوار از خانوادهٔ راسویان (Viverridae) است.این حیوان باهوش علاقه‌ی زیادی به میوه‌ی قهوه دارد و سیستم گوارشی اش به گونه‌ای است که بخش گوشتی میوه را هضم کرده و دانه‌های قهوه را پس از قدری تغییر در ساختار پروتئینی آن‌ها، سالم و دست نخورده به شکل مدفوع دفع می‌کند.
گربه‌های زباد از خانوادهٔ گربه ها نیستند ولی با آن‌ها همانندی ظاهری دارند.

تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن  حیوانات



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392



میمون‌ها، پروانه‌ها و زنبورها برای مقابله با انگل‌ها از مواد گیاهی استفاده می‌کنند و آنها را برای مداوای فرزندان خود هم به کار می‌برند. دانشمندان امیدوارند بتوانند بر اساس تجربیات دنیای وحش، داروهای جدیدی کشف کنند.

دویچه وله: بیست و پنج سال پیش در جنگل‌های تانزانیا میشائیل هوفمن و همکارانش رفتار اعجاب‌انگیز شامپانزه‌ا‌ی ماده را مشاهده کردند که ظاهرا از ناراحتی معده رنج می‌برد. این شامپانزه به سمت بوته‌‌ای رفت، چندین شاخه از آن را چید و پس از جدا کردن پوسته و برگ گیاه، به جویدن شاخه مشغول شد. بچه او هم خواست این گیاه را امتحان کند، اما پس از گذاشتن تکه‌ای در دهان، فورا آن را تف کرد زیرا شاخه‌ این گیاه به شدت تلخ است.
شامپانزه‌ها معمولا علاقه‌ای به این گیاه نشان نمی‌دهند. در این مورد نیز شانپانزه‌ ماده می‌خواست از آن تنها به عنوان دارو استفاده کند. پس از مشاهده این صحنه پژوهشگران شیوه‌هایی را که حیوانات برای مداوای خود به کار می‌برند، دقیق‌تر بررسی کردند و متوجه شدند که نه تنها شامپانزه‌ها بلکه حشرات و کرم‌ها نیز برای حفاظت خود در برابر انگل و بیماری روش‌های مختص به خود را دارند.

استفاده از الکل برای راندن انگل‌ها


تیمی پژوهشی از دانشگاه "اموری" (Emory) در آتلانتا در مجله‌ علمی "Science" مجموعه‌ای از مشاهدات علمی در این زمینه را منتشر کرده‌ است. این مشاهدات نشان می‌دهند که حیوانات شیوه‌های اعجاب‌انگیزی برای مقابله با بیماری، نه تنها برای خود بلکه برای فرزندانشان و همینطور دیگر اعضای گروه به کار می‌برند.

حیوانات در کنار خوردن گیاهان داروئی، از روش‌های شگفت‌انگیز دیگری نیز برای محافظت خود در قبال بیماری‌ها استفاده می‌کنند. به طور مثال نوعی مگس برای محافظت از تخم‌های خود در برابر انگل، آنها را در باقی‌مانده غذا و میوه‌هایی قرار می‌دهد که در آنها الکل زیادی وجود دارد. میزان الکل بالا به لارو این مگس آسیبی نمی‌رساند و انگل‌ها را دور نگاه می‌دارد.

در آمریکای شمالی نیز نوعی پروانه وجود دارد که معمولا روی انواع مختلف گل "خرگ" تخم‌گذاری می‌کند. اما در صورتی که ماده‌ این پروانه مورد هجوم انگل‌ها قرار گرفته باشد، تخم‌های خود را تنها بر روی نوعی گیاه خاص می‌گذارد. این نوع گیاه میزان بالایی چربی گیاهی دارد که جلوی رشد انگل ها را می‌گیرد.

صمغ درخت در کندوهای عسل


زنبورهای عسل هم برای دور نگاه داشتن قارچ و میکروب در کندوهای خود از صمغ درخت استفاده می‌کنند.

پدیده‌ عجیب دیگری نیز در مکزیک مشاهده شده است. در آنجا گنجشک‌ها ته‌سیگار جمع‌آوری می‌کنند و آنها را برای راندن کنه‌سانان (زیرمجموعه‌ای از عنکبوتیان بندپا) در لانه خود قرار می‌دهند!

پژوهشگران در مقاله مربوط به این موضوع در مجله "Sience" به اهمیت بررسی بیشتر در مورد شیوه‌های مورد استفاده‌ حیوانات برای مقابله با بیماری تاکید کرده‌اند. زیرا گیاهانی که حیوانات از آنها به عنوان دارو استفاده می‌کنند، می‌توانند منبع خوبی برای کشف داروهای جدید باشند.

گیاهی که شامپانزه‌ ماده در تانزانیا به عنوان دارو استفاده کرده بود، از مدت‌ها قبل توسط انسا‌نهای منطقه برای مقابله با تب و انگل‌های معده مصرف می‌شود.

تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن حیوانات



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : شنبه دوم دی 1391
پنگوئن‌های جنتو سومین گروه بزرگ پنگوئن‎های شبه‎جزیره جنوبگان را تشکیل می‌‎دهند. این پرندگان قطبی تا 5.5 کیلوگرم وزن و 76 سانتی‌متر ارتفاع دارند و تا 450 بار در روز برای تهیه غذا در آب شیرجه می‎زنند.

منبع: تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن سلامت و خانواده


برچسب‌ها: پنگوئن, تالارگفتمان گیاهخواران, انجمن گیاهخواران

ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : سه شنبه یازدهم مهر 1391
تا بحال تارزان واقعی از نزدیک دیده اید!؟

Tippi Degré دختر يک زوج عکاس فرانسوي است که از زمان کودکي با والدينش در ناميبيا و در کنار حيوانات وحشي زندگي مي کرده است. داستان از آنجا شروع شد که والدين او به عنوان عکاس حيات وحش در ناميبيا حضور داشتند که در طول اقامت آنها در ناميبيا در سال 1990 تيپي متولد شد. او از بچگي در جنگل و صحرا قدم مي زد و بدون هيچ ترسي همبازي هايش حيوانات حيات وحش بودند. او با يک فيل 5 تني 28 ساله به نام "ابو"، با پلنگ، کروکوديل، توله شيرها، آفتاب پرست، زرافه ها و ... همزيستي مي کرد. وي همچنين با بوميان و بوشمن هاي کالاهاري زندگي کرده و حتي زبان آنان را ياد گرفته بود. او آموخته بود که چگونه با زبان حيوانات با آنها حرف بزند و از ريشه درختان و ميوه هاي جنگلي تغذيه کند.
او پس از مدتي به همراه والدين خويش به ماداگاسکار و بعدها به پاريس رفت و کتابي تحت عنوان Tippi of Africa در مورد وي منتشر و به زبان هاي متعددي ترجمه شد. وقتي او براي اولين بار به فرانسه نقل مکان کرد در يک مدرسه دولتي مشغول به تحصيل شد ولي چون از بعضي جهات رفتاري وجه مشترکي با بچه هاي ديگر نداشت نتوانست تحصيلاتش را در مدرسه ادامه دهد و پدر و مادرش تصميم گرفتند ادامه تحصيلش را در خانه انجام دهند.
اين دختر فرانسوي، Tippi Degré، در حال حاضر 20 سال دارد و تابحال در تعدادي از فيلم هاي مستند در کانال ديسکاوري ظاهر شده است.
























برچسب‌ها: حمایت از حیوانات, گیاهخواری, گیاهخوار, محیط زیست

ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : جمعه بیست و هفتم مرداد 1391





1-ابتدا گوساله ای را که قطعا برای خود خانواده و مادری داشته که او را دوست میداشته ، از خانواده اش جدا می کنید و سوار کامیون کرده و به کشتارگاه میفرستید.

2-سپس او را وارد صف کشتار می کنید. به او اجازه میدهید تا کشتار خواهر و برادران و دوستانش را که در صف ، جلوی او هستند با دقت ببینید و به صدای نعره ها و ناله های آنها گوش دهد.

3- سپس گوسالهء مورد نظر را وارد دستگاه شوک برقی می کنید. دقت داشته باشید لطفا . در این مرحله چشمان گوسالهء شما باید از فرط ترس و استرس از حدقه بیرون زده باشد. سپس برق با ولتاژ بالا به جسم او وارد میکنید. او از فرط درد نعره میزند و به زمین میافتد و رعشه بر اندامش میافتد. دهانش کف میکند و زبانش از گلویش بیرون میافتد. بعد گلوی گوسالهء نیمه بیهوش که هنوز درد را حس میکند را با چاقوی تیز میبرید. خون گرم با شدت فراوان در هوا فواره می کند. گوسالهء شما به شدت دست و پا میزند و نهایتا فشارش میفتاد و بعد از چند دقیقه جان میکند.

4- در مرحلهء بعد جسد گوساله را تکه تکه می کنید. اگر قصد تهیهء همبرگر دارید در این مرحله ، انواع مواد نگهدارنده و سرطان زا به غذای خود اضافه کنید . اگر قصد تهیهء کباب دارید ، جسد گوساله را به میزان لازم روی آتش بسوزانید تا خوب سرطان زا شود.

غذای شما حاضر است! از خوردن آن لذت ببرید!


منبع:تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن حیوانات



ارسال توسط greenveg
در روند تولید و پشت پرده محصولات آرایشی و زیبایی حقیقتی زشت نهفته است :
آزمایش بر روی حیوانات جان هزاران حیوان مثل خرگوش ، خوکچه هندی ، موش و موش صحرایی وحیوانات دیگر را برای تست هایی مثل سم شناسی (Toxicology) به مخاطره انداخته و زندگی آنها را پر از درد و رنج کرده است ،
مثل مرسوم ترین آنها که آزمایش سوزش پوست می باشد و هر ساله برای محصولات بهداشتی و نظایر آن ها بر روی هزاران حیوان صورت می گیرد .

حرکت جدید سازمان کمیته پزشکان برای پزشکی مسئولانه(
PCRM) با نام COME CLEAN از شرکت های آرایشی می خواهد که اگر از این آزمایشات استفاده می کنند به آنان اطلاع دهند تا بتوانند به این شرکت ها در جایگزین کردن راه کارهای برتر و عاری ازظلم کمک کنند .

نمونه ای از پلیدی های پشت پرده برخی شرکت های آرایشی در مورد آزمایشات حیوانی که می تواند به سادگی با روش های غیر حیوانی جایگزین شود :
ماده شیمیایی که بر روی تیغ های اصلاح به کار برده می شود
پوست خرگوش یا دیگر حیوانات را برهنه و آغشته به مواد شیمیایی می کنند و به مدت چهار ساعت برای آزمایش تحریک پوستی یا جوش ، التهاب ، زخم و یا دیگر علائم آسیب پوست منتظر می مانند .سپس به مدت بیش از 14 روز برای تست آسیب های قابل برگشت و یا غیر قابل بازگشت پوستی مورد مشاهده قرار می گیرد .


Img://
infosource.org

در حالی که این آزمایشات دردناک روشی موثر و قابل قبول برای آزمایش محصولات آرایشی و بهداشتی نیستند ، و موجودات مختلف واکنش های متفاوتی در مقابل مواد از خود نشان دهند .

بنابراین آزمایش های حیوانی به طور درست و دقیق پیش بینی نمی کند که این مواد شیمیایی چه تاثیری بر پوست انسان خواهد داشت . روش های آزمایش غیر حیوانی برای سلامت عمومی بسیار ضروری است ، چون آنان می توانند نحوه واکنش و پاسخ انسان ها به محصولات و ترکیبات آن ها را دقیق تر پیش بینی نمایند .
ما در مورد این قضیه چه کارهایی می کنیم ؟
جنبش
COME CLEAN از شرکت های آرایشی و محصولات بهداشتی می خواهد تا تضمین کنند که از حیوانات برای هیچ یک از آزمایشات محصولات و یا ترکیبات محصولات خود استفاده نمی کنند .

کارشناسان PCRM با شرکت هایی که از آزمایشات حیوانی استفاده می کنند کار خواهند کرد و به آنان آگاهی داده و توصیه خواهند نمود که روش های غیر حیوانی را در برنامه های خود وارد کنند تا هم محصولاتی سالم تر برای انسان ها فراهم سازند و هم حیوانات را از درد و رنج خلاص کنند .

قانون هیچ شرکت آرایشی و بهداشتی را ملزم به استفاده از آزمایش های حیوانی نکرده است . اتحادیه اروپا آزمایش های حیوانی برای این گونه محصولات را ممنوع نموده است . و بیشتر آمریکایی ها خواستار توقف آزمایش های حیوانی برای این محصولات می باشند .

یک نظرسنجی مستقل از PCRM که در سال گذشته انجام گرفت نشان می دهد که 61 درصد آمریکایی ها بر این عقیده می باشند که نباید به شرکت ها اجازه داده شود تا محصولات آرایش صورت ، کرم های اصلاحی و دیگر محصولات آرایشی و همچنین بهداشتی را بر روی حیوانات آزمایش کنند . 72 درصد از مردم آمریکا گفته اند که آزمایش محصولات آرایشی و بهداشتی بر روی حیوانات غیر اخلاقی می باشد .

منبع: تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن حیوانات



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : جمعه سیزدهم مرداد 1391
زماني كه فرزندانمان زندگي را بهتر از ما مي توانند درك كنند، زماني كه كودكي باور دارد كه يك گوساله نيز نيازمند مهربابي و عطوفت بوده و حق زندگي كردن دارد،
چرا بايد او را مجبور كنيم تا به چشم يك برده و غذا به او نگاه كند؟؟؟؟؟
چرا بايد مسير رشد فكري كودكانمان را تغيير دهيم تا برخلاف جريان عادي طبيعت فكر كرده و رفتار كنند؟؟؟؟؟؟؟
كمي تامل كنيد و به اين تصوير با دقت نگاه كنيد !!!!
اين گوساله معصوم و بي دفاع هيچ فرقي با بچه انسان و كودك شما ندارد
بياييد دوست داشتن و احترام گذاشتن به اصل طبيعت را دوباره مرور كنيم.




منبع: تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن حیوانات


ارسال توسط greenveg

این گوساله بی نظیر که نامش Meadow است تنها گوساله ای در دنیا ست که از دو پروتز برای پاهای عقبش بهره می برد.


او پاهایش را بخاطر سرمازدگی از دست داده بود و در شرایطی که فاصله چندانی با مرگ نداشت توسط تیم 15 نفره ای از دامپزشکان و متخصصان در دانشگاه ایالتی کلرادو به زندگی دوباره بازگشت.

نانسی دیکنسون صاحب او می گوید:
از من می پرسند که آیا گوساله در نهایت تبدیل به گوشت خواهد شد؟ و من جواب می دهم "شما شوخی می کنید؟ این بچه جدید و عزیز منه"

منبع: تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن حیوانات



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : جمعه بیست و ششم اسفند 1390

مزارع صفرا یکی دیگر از مظاهر شکنجه و کشتار حیوانات است و نمونه ای ست متفاوت از بی رحمی و خودخواهی های انسان ها!



مایع درون کیسه صفرای خرس در چین و برخی کشورهای آسیایی مثل تایلند و ویتنام برای کاهش تب،نارسائی های کبدی و چشمی استفاده می شود. به رغم مخالفت فعالان حقوق حیوانات و با وجود شک و تردید هایی که از موثر بودن این روش درمان و عدم تایید آن از سوی مراکز علمی وجود دارد هنوز این جنایت ادامه دارد.

یکی از شرکت های طب سنتی در چین که صاحب چندین مزرعه در این زمینه است به سبب فشار رسانه ها و سازمان های حقوق حیوانات مجبور شد تا اجازه بازرسی و گزارش از مزارع خود را بدهد.




این بازدید بخشی از برنامه این شرکت برای حل اختلاف های مابین شرکت و فعالان حقوق حیوانات و رسانه ها بود که پس از این گزارش و انتشار تصاویر موج جدیدی از اعتراضات علیه این شرکت آغاز شده است.
این مجموعه سراسر خون آلود و سیاه سال گذشته 470 خرس را به جهت مقاصد استثماری خود پرورش داده بود و قصد دارد برای افزایش تولید خود تعداد خرس ها را به 1200 عدد افزایش دهد!!



لوله ای نوک تیز را به زیر شکم خرس فرو کرده و وارد کیسه صفرا می کنند و از آن طریق مایع درون آنرا تخلیه می کنند
این کا ر وحشتناک درد غیر قابل توصیفی برای خرس ها دارد و برای اینکه بتوانند خرس ها را بی حرکت نگه دارند آنها را در قفس های کوچک و بسیار تنگ قرار می هند تا مانع حرکتشان شوند.





This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 850x309.


در این میان:
کمپین anti-bile با کمک ستاره بسکتبال چینی یائو مینگ Yao Ming برنامه های متعددی برای نجات خرس های گرفتار دارد. یائو همچنین فعالیت هایی در جهت جلوگیری از کشتار کوسه ها برای غذای معروف باله کوسه نیز انجام داده است.


منبع : تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن حیوانات، بخش حیوانات در اسارت



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : پنجشنبه هجدهم اسفند 1390




نرم نرمک میرسد اینک بهار ...

بد بحال ماهیان!!!




و باز هم بهاری دیگر از راه می رسد و همان تراژدی ماهی های قرمز سفره های هفت سین دیگر بار تکرار می شود!
یادمان باشد تقاضای ماست که عرضه را بوجود می آورد. اگر ما خرید این ماهی ها را تحریم کنیم، این سنت ظالمانه برچیده خواهد شد.
با نه گفتن به چنین رسم ناخوشایندی که نه ایرانی است و نه انسانی ، به این تجارت کثیف پایان دهیم .


تالار گفتمان گیاهخواران_ انجمن حیوانات،بخش حیوانات در اسارت






ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : دوشنبه هشتم اسفند 1390



کوسه ها از قدیمیترین موجودات روی زمین هستند. آنان ۴۵۰ میلیون سال پیش، در دوره دایناسور ها، شکل گرفتند. حدود ۳۵۰ گونه کوسه در آبهای جهان زیست میکنند.

کوسه ها، مانند دیگر جانوران نقش و جایگاه ویژه خود را دارند. آنان "رفتگران" دریاها هستند زیرا ماهیان ضعیف و بیمار را میخورند و به این ترتیب به تعادل و سلامت محیط زیست دریایی کمک میکنند.
...
انسان سالیانه بیش از ۱۰۰ میلیون کوسه را میکشد که حدود ۷۵ میلیون از آنها فقط برای باله شان نقض عضو شده و سپس زنده زنده در دریا رها میشوند و پس از روزها عذاب جان میدهند. چینیها از باله کوسه برای تهیه سوپ shark fin soup استفاده میکنند، سوپی که زمانی فقط توسط دربار چین مصرف میشد ولی اکنون خریداران زیادی بین افراد عادی در چین و در سراسر جهان پیدا کرده است.
آیا یک سوپ ارزش آن را دارد که به خاطرش اقیانوس ها از جانداری که در بالاترین نقطه در زنجیره غذایی دریایی قرار دارد تهی شوند؟؟

متاسفانه در میان مردم، وحشت از کوسه به قدریست که اغلب نسبت به خطر انقراض این حیوان بی تفاوت هستیم...

فیلم "آرواره ها" Jaws که در سالهای ۷۰ توسط استیون اسپیلبرگ تهیه شد به این ترس هر چه بیشتر دامن زد در حالی که کوسه گوشت انسان را دوست ندارد.

در جهان سالیانه ۱۰۰ نفر مورد حمله کوسه قرار میگیرند که از این تعداد ۵ تا ده نفر جان می سپارند. گفته میشود که احتمال کشته شدن انسان توسط کوسه ۱ در ۳۰۰ میلیون میباشد در حالیکه خطر جان سپردن در سانحه هوایی ۱ در ۱۰ میلیون است. حملات کوسه به انسان اغلب اشتباها رخ میدهد. به طور مثال، موج بازان سیاه پوش از زیر آب شبیه فک شده و کوسه ها را به طرف خود جلب می کنند.

منبع : تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن حیوانات



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : دوشنبه یکم اسفند 1390
"عموی فیلها"، مردی که فیل های کامبوج را از دام انقراض نجات داد.



در خبرها آمده بود که یک شکارچی پلنگ های درحال انقراض البرز را به ضرب گلوله از پا درمیآورد.او به درخواست دامدارانی که حیواناتشان را پلنگ ها می خورند این اعمال را انجام میدهد! پلنگ، خرس، گرگ و ... که زیستگاهشان در ایران به دلیل گسترش فعالیت و سکونتگاه انسان هر روز کوچکتر میشود اجبارا برای یافتن خوراک به انسان نزدیک میشوند. اما در حال حاضر واکنش ما به بنیادی ترین نیاز حیوانات گلوله و تفنگ است. پس از خواندن داستان واقعی زیر حتما با خود خواهید گفت که ای کاش حیوانات مظلوم این سرزمین هم چنین عموهای مهربانی داشتند!
شکی نیست که ما نیز می توانیم با حیواناتمان برخورد دیگری داشته باشیم.
کشور کامبوج تاریخچه طولانی در همزیستی مسالمت آمیز بین انسان و فیل دارد.
در طول تاریخ، بسیاری از پادشاهان کامبوج بر این باور بودند که فیل نادر سفید برای سرزمینشان افتخار و موفقیت به ارمغان میاورد. در آیین هندو و بودایی هنوز هم فیل موجودی مقدس محسوب میشود.
علی رغم این ریشه های فرهنگی، توسعه بی رویه در دهه های اخیر در کامبوج موجب کاهش شدید جمعیت فیلها شده است. این کشور پس از پشت سر گذاشتن دوران خشونت آمیز رژیم "خمر های سرخ" که در دهه های ۷۰ و ۸۰ کامبوج را به خاک و خون کشیدند، اکنون دوره انتقالی خود را میگذارند. در سال های اخیر کامبوج با انفجار جمعیت و توسعه بی رویه روبرو شده است که فشار شدیدی بر منابع طبیعی و به ویژه جنگل های بارانی وارد میکند. توسعه بی رویه به درگیری شدید بین روستاییان و فیلها دامن زده است. اما چرا؟
اغلب کشاورزان کامبوجی که بسیار فقیر و کم سواد هستند به امید کسب درآمد بیشتر از زادگاه خود کوچ کرده و اغلب در حاشیه جنگل های بارانی مستقر میشوند. آنان هیچ تجربه و شناختی از جنگل، حیات وحش و فیلها ندارند. زندگی جدید آنان با راه اندازی کشتزار، قطع درختان و ساختن جاده های خاکی ... توام میشود. این دستکاریها نهایتا منجر به نابودی مسیرهای اجدادی مهاجرت فیلها میگردد.
به علاوه، فیل ها مانند دیگر حیوانات، با از دست رفتن زیستگاهشان طبیعتا برای یافتن خوراک به کشتزارها روی میآورند و نه تنها محصول را خورده بلکه مزارع را نیز لگد مال میکنند.
برای کشاورزان مهاجر که هیچ تجربه و شناختی از جنگل و حیات وحش ندارند، فیل مهمان ناخوانده ایست که باید از بین برود...



لطفا ادامه این مطلب خواندنی را در لینک زیر دنبال کنید:

تالار گفتمان گیاهخواران_ انجمن حیوانات


ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : شنبه بیست و دوم بهمن 1390
گروهی از دانشمندان مجارستانی و سوئدی با بررسی ویژگیهای پوست راه راه گورخرها توانستند معمای این خطوط سیاه و سفید که به مدت قرنها برای زیست شناسان سئوال بوده است را حل کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، پس از قرنها تلاش دانشمندان برای کشف علت حضور نوارهای سیاه و سفید در سطح بدن گورخرها اکنون به نظر می رسد که محققان دانشگاه ائوتوس در بوداپست و دانشگاه لوند در سوئد برپایه ویژگیهای پوست گورخر توانسته اند این معما را حل کنند.
این بررسی ها نشان می دهد که خطوط راه راه گورخرها در حقیقت تلاشی برای فرار از دست خرمگسها و سایر مگسهای خونخوار است.
این نوارها نور را به روشی قطبی می کنند که موجب سردرگمی این حشرات می شود. درحقیقت، خرمگسها تنها زمانی که نور به روشی واحد از یک پوست یک شکل بازتابش شود می توانند جذب آن شوند.
بنابراین نوارهای سیاه و سفید پوست گورخرها به این حیوانات کمک می کند که خود را در مقابل چشم خرمگسها که در سراسر آفریقا گسترده شده اند و سلامت سایر جانواران را به خطر می اندازند استتار کنند.
این محققان کشف کردند که خرمگسها جذب نوری می شوند که به روشی افقی قطبی شده باشد، چون انعکاسهای نور از آب تالابها به روش افقی قطبی می شوند. تالابها مناطقی هستد که این حشرات در آنها جفت گیری و تخمگذاری می کنند.
براساس گزارش نیوساینتیست، این بررسی ها همچنین نشان داد که خرمگسهای ماده علاوه بر این می توانند جذب نوری شوند که به روشی خطی قطبی شده است و از انواع مختلف پوست قربانیان آنها منعکس می شود.
این درحالی است که پوستهای راه راه جهت و باندهای قطبی شدن نور را تغییر می دهند و بنابراین خرمگسها نمی توانند جذب آنها شوند!

عجب طبیعت هوشمند و شگفت انگیزی!

منبع : تالار گفتمان گیاهخواران_ بخش علم و فن آوری



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : شنبه بیست و دوم بهمن 1390

همه به خاطر دارند وقتی 4 سال پیش آن توله خرس قطبی بامزه و زیبا در باغ وحش برلین متولد شد. انگار همین دیروز بود زمانیکه بلاخره بعد از چندین هفته تبادل نظر و رای گیری اینترنتی تصمیم گرفتند او را Knut بنامند. هزاران دوربین از سراسر دنیا، به روی این توله خرس زیبا و دوست داشتنی زوم کرده بودند و اخبار زندگی او روزانه برای دوست دارانش مخابره میشد. او به قطب توجه دوست داران حیوانات در سراسر دنیا تبدیل شده بود و امروز او مرده و کمتر کسی از او خبری می گیرد..








بدبختی ها و مشکلات Knut اگرچه از روز تولد او و زمانیکه مادرش او را لحظاتی بعد از تولد طرد کرد ( پدیده ای که در خرس های قطبی ای که در باغ وحش ها زایمان می کنند بسیار شایع است) آغاز شد، اما با بزرگ تر شدن جثهء او شدت پیدا کرد. او دیگر آن توله خرس کوچولوی دوست داشتنی نبود و حالا که جسمش بزرگ شده بود، از توجهات جهانی به او کاسته شده بود و این دقیقا همان چیزی بود که مسئولین باغ وحش برلین می خواستند.

زیست شناسان و محققین معتقدند خرس های قطبی اصولا به خاطر طبیعت و عادات زیستی منحصر به فرد خود، موجداتی هستند که به باغ وحش ها تعلق ندارند و هرگز نمی توانند در باغ وحش ها سعادتمند و خوشبخت باشند. Knut هم از این قاعده مستثنی نبود. نتیجهء تحقیقات یک گروه از دانشجویان دانشکاه آکسفورد ثابت می کند که قلمرو و محیط زیست هر خرس قطبی در عالم طبیعی تقریبا یک میلیون برابر بزرگ تر از آن مکانی هست که در باغ وحش ها به این حیوانات زیبا اختصاص می دهند. مسئولین باغ وحش برلین بر این واقعیت ها واقف بودند، اما هرگز حاضر نشدند تا Knut را رها کنند. آنها نمی توانستند و نمی خواستند این منبع مالی را از خود دور کنند.

Knut یک خرس نر بود و او را همراه با سه ماده خرس قطبی در یک محوطه در کنار هم قرار داده بودند. این در حالی است که در عالم طبیعت، خرس های قطبی نر و ماده هرگز به یکدیگر نزدیک نمی شوند و اصولا در کنار هم زندگی نمی کنند و هر یک قلمروی خود را دارند و صرفا در زمان جفتگیری به همدیگر نزدیک میشوند. مسئولین باغ وحش برلین این واقعیت را هم می دانستند، اما به آن اهمیتی نمی دادند.

گروه پتا ( جمعیت طرفداران رفتار اخلاقی با حیوانات) بارها و بارها به مسئولین باغ وحش برلین هشدار داده بودند که نحوهء نگهداری Knut اساسا غلط است. بازدیدکنندگان باغ وحش بارها مساهده کرده بودند که سه ماده ای که با Knut زندگی می کردند مرتبا او را کتک می زدند، با اوپرخاشگری می کردند و او را گاز می گرفتند. Knut تحت آزار و شکنجهء ممتد روحی و روانی قرار داشت.

و بلاخره آنچه نباید اتفاق می افتاد اتفاق افتاد. Knut دچار بیماری شدید روانی گردید. او برای ساعت های ممتد سر خود را محکم به میله های قفسش می کوبید. آن روز حدود 700 نفر بازدیدکنندهء باغ وحش داشتند از او بازدید می کردند وقتی ناگهان دچار سکتهء مغزی شد و از پشت به درون استخرش افتاد درحالیکه بیهوش شده بود. هفتهء بعد نتیجهء کالبدشکافی ثابت کرد که علت مرگ او، غرق شدن در استخر بوده.


Knut چند روز قبل از مرگ




هزاران نفر از اقصی نقاط اروپا به محل زندگی و مرگ او رفتند و گل بر آنجا ریختند. قرار است یادوارهء او نیز به زودی با هزینهء دوست دارانش ساخته شود. اما Knut دیگر هرگز باز نمی گردد. او قربانی شد. قربانی خودخواهی ما انسانها.

نگهداری از حیوانات در باغ وحش ها اصولا امری غلط، غیراخلاقی و ظالمانه است. حیوانات به باغ وحش ها تعلق ندارند. آنها به محیط طبیعی زندگی خود تعلق دارند. هرچه هم که ما تلاش کنیم تا محیط طبیعی برای آن ها فراهم کنیم، هیچگاه یک باغ وحش نمی تواند جای زیستگاه طبیعی آنها را بگیرد.


اگر ما انسان ها دوست داریم حیوانات را تماشا کنیم، این ما هستیم که باید به محل زندگی آنها برویم، نه اینکه آنها را به محل زندگی خود بیاوریم.



تمبر آلمانی به یاد Knut




یادوارهء پتا برای Knut


منبع: تالار گفتمان گیاهخواران - انجمن حیوانات

_______________



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : پنجشنبه بیستم بهمن 1390

متن زیر تقدیم به میلیاردها جوجه خروسی که سالانه در سراسر جهان در همان ساعات اولیهء زندگیشون به قتل می رسند. جوجه هایی که تا آخرین لحظهء عمرشون جیک جیک میکنند و طلب کمک دارند اما هیچ کسی نیست که به فریادشون برسه.
در اکثر مرغداری ها جوجه های نر تنها ساعاتی بعد از تولد تعیین جنسیت میشند و از خواهرانشان جدا میشند و همگی معدوم میشند. با روش های مختلف. دقیقا مثل یک تکه آشغال بی مصرف. اما چرا کسی به این واقعیت اهمیت نمیده ، که اون موجودات بیچاره هیچ گناهی مرتکب نشدند. اونها حتی به تصمیم خودشون به این دنیای بی رحم وارد نشدند. پس چرا اینقدر رنج و درد را باید با اون جسم کوچک و زیباشون تحمل کنند؟
.................................................. ..............



چرا جان او برای کسی اهمیت نداشت؟!

آن زمان که چشمانش را بر این دنیای ظالم برای اولین بار گشود ....






او هم دوست داشت مانند هر موجود دیگری زندگی کند ، شاداب باشد و از حیات خود لذت ببرد. انتظار زیادی نیست



چه شد که با او مثل یک تکه زباله ی بی مصرف برخورد کردند؟



مگر آنها نمی دانستند او هم درد را حس می کنند؟! چرا درد او برایشان مهم نبود؟




آنها را دسته دسته به درون ماشین چرخ کن ریختند تا زنده زنده چرخ شوند و با بدنشان غذای طیور تهیه شود !




بعضی های دیگر را هزار تا هزار تا درون چاه ریختند. در چاه همه جا تاریک بود. همه جا پر بود از جیک جیک و ناله های ممتد جوجه ها. ناله هایی که به زودی خاموش شدند.


آنها که کمی خوش شانس تر بودند را رنگ کردند به بازار آوردند تا اسباب بازی کودکان شوند و طی دو سه روز و نهایتا چند هفته بمیرند.

چرا کسی به جان او اهمیت نداد ؟ او شب تا صبح جیک جیک میکرد و مادرش را صدا میکرد. مادری که هرگز او را ندیده بود.




چرا این موجود کوچک و زیبا باید این همه ظلم ، ناملایمتی و درد را در طول عمر کوتاه خود تحمل کند؟

همهء اینها فقط چون او یک پسر بود؟!


منبع : تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن حیوانات



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : دوشنبه هفدهم بهمن 1390


گربه ها این حیوانات دوست داشتنی ، متاسفانه از نظربعضی آدم ها موجودات بی استفاده ای محسوب می شوند! نظریه ای که محققان با آن مخالف بوده و معتقدند اگر تمامی گربه های جهان در یک روز بمیرند، دنیا دچار مشکلات فراوانی خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، شاید گربه های خانگی یا خیابانی این تصوراشتباه را به وجود آورند که موجوداتی ضعیف هستند و همواره به غذا و زباله های انسان برای بقا نیازمندند. اما به گفته "الن بک" استاد دامپزشکی دانشگاه پوردو، گربه ها شکارچیانی ماهر هستند که از رفتارهای سازشکارانه و انطباق پذیری برخوردارند.
به گفته بک، گربه ها شکارچیان اصلی حیوانات کوچک هستند و می توانند در زمانی که شکار برایشان نایاب است، به عنوان یک حیوان تنها ،به خوبی بقای خود را حفظ کنند و در مقابل در زمان وفور شکار تعداد آنها نیز افزایش پیدا می کند.
این همان دلیلی است که وجود گربه ها را در زندگی انسانها الزامی می کند. گربه ها به واسطه شکارموشها در انبارهای مواد غذایی و دانه های غذایی برای کنترل تعداد این جونده ها از اهمیت بالایی برخوردار بوده و حیاتی به شمار می روند.
برای مثال در هندوستان گربه ها در کاهش میزان اتلاف محصولات دانه های خوراکی به واسطه دستبرد جونده ها نقشی بسیار تاثیرگذار دارند. به بیانی دیگر شاید این درست باشد که انسان غذای گربه ها را تامین می کند، اما بدون گربه ها، اولین اتفاقی که خواهد افتاد کاسته شدن از میزان غذای انسان خواهد بود.


تصور اینکه در صورت ناپدیدی گربه ها تعداد جونده ها به چه اندازه افزایش پیدا خواهد کرد، چندان دشوار نیست. این رویداد تا به حال به اندازه ای رخ داده است که چندین مطالعه علمی توانسته اند تصویری کلی از آن ارائه دهند. یکی از این مطالعه ها که در سال 1997 در بریتانیا انجام گرفته نشان می دهد که یک گربه خانگی به صورت متوسط طی 6 ماه 11 جونده را شکار می کند، این به آن معنی است که 9 میلیون گربه ای که در بریتانیا زندگی می کنند سالانه 200 میلیون جونده وحشی را از بین می برند.
مطالعه ای دیگر در نیوزیلند که در سال 1979 انجام گرفته نشان می دهد با کاهش پیدا کردن شدید تعداد گربه ها در جزیره ای کوچک در نیوزیلند، تعداد جوندگان به صورت ناگهانی چهار برابر شد که این رویداد نیز تاثیرات بیولوژیکی دیگری در پی خواهند داشت. برای مثال در همین جزیره در نیوزیلند محققان مشاهده کردند با افزایش غیر قابل کنترل جوندگان، تعداد مرغهای دریایی به واسطه نابود شدن تخم این پرندگان توسط جونده های وحشی، به شدت کاهش پیدا کرد.
بر اساس گزارش لایو ساینس، از این رو در صورتی که 220 میلیون گربه خانگی که در سرتاسر جهان زندگی می کنند به صورت ناگهانی از بین بروند، اولین بازخورد آن کاهش شدید تعداد مرغهای دریایی است، و از سویی دیگر تعداد شکارچیانی به جز گربه ها که موشها را شکار می کنند نیز افزایش پیدا خواهد کرد.


منبع : تالار گفتمان گیاهخواران_ انجمن اندیشه، هنر ،علم و ادبیات
__________________

ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390





DES MOINES, Iowa- یکی از گروهای محلی حقوق حیوانات (از زیر مجموعه های گروه پتا) ویدئویی را منتشر کرد که درآن هزاران جوجهء خروس یک روزه را درحالی که به صورت زنده به داخل دستگاه غول پیکر مخلوط کن پرتاب می شوند نمایش می دهد. این گروه ضمن انتشار این ویدئو اعلام کرد صنعت تولید تخم مرغ احتمالا وحشیانه ترین صنعت در تاریخ بشریت است.

این ویدئو توسط طرفداران یک گروه حمایت از حقوق حیوانات در ایالت میشیگان ، شهر Iowa به صورت مخفیانه تهیه شده است. ویدئوی مربوطه در ماه های May و June ضبط شده و برای اولین بار در سپتامبر 2009 توسط خبرگزاری Associated Press نمایش داده شد.

Nathan Runkle ، مدیر اجرایی این گروه حمایت از حیوانات در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت : "از همه می خواهم از خود بپرسید آیا اگر توله سگ ها و بچه گربه ها را اینگونه زنده زنده داخل دستگاه مخلوط کن می انداختند برایمان قابل قبول بود؟ پس چرا در مقابل جوجه مرغ ها بی تفاوتیم؟"

این گروه اعلام کرد، نابود کردن صدها میلیون جوجه خروس یک روزه امری کاملا رایج در میان مرغداری های صنعتی است. جوجه خروس ها بی ارزش اند چون نه تخم می گذارند، نه مثل مرغ ها این قابلیت را دارند که به سرعت به وزن مورد نظر برسند تا بتوانند از آنها گوشت تهیه کنند. اتحادیهء مرغداری های ایالات متحده بر این ادعای این گروه صحه گذاشت.

در بخشی از این ویدئو که با دوربین و میکروفون مخفی توسط یکی از عوامل نفوذی این گروه حمایت از حقوق حیوانات تهیه شده نشان داده می شود که یکی از کارکنان بلندپایهء مرغداری هزاران جوجه خروس را داخل ناودانی می ریزد که انها را مستقیما به دستگاه مخلوط کن هدایت می کند. در بخشی دیگر از این ویدئو صحنه های نمایش داده می شود که در آن دستگاه خودکار شستشوی کف مرغداری، جوجه مرغی را که از قفسه ها به پایین پرتاب شده ولی هنوز زنده است و جیک جیک می کند را زنده زنده با آب جوش می سوزاند و همراه با مدفوع مرغ ها از کف مرغداری جمع می کند.

با انتشار این ویدئوی تکان دهنده، مرغداری مربوطه ضمن ابراز نارضایتی از فیلمبرداری غیرقانونی گروه حمایت از حقوق حیوانات از داخل مرغداری، اذعان کرد که از بین بردن صدها میلیون جوجه خروس بوسیلهء دستگاه مخلوط کن عملی غیرقانونی تلقی نمی شود و بر طبق موازین و "استاندارهای بین المللی" که مورد تایید قرار گرفته اند، در سرتاسر جهان انجام می شود.

سخنگوی این مرغداری، آقای Tom Jorgensen اعلام کرد :"اگرچه ما هیچ عمل غیرقانونی مرتکب نشده ایم ولی تحقیقات در این زمینه انجام خواهد یافت و نتیجهء آن متعاقبا اعلام خواهد شد."

آقای Runkle ، مدیر اجرایی گروه حمایت از حقوق حیوانات اعلام کرد هدف اصلی آنها از انتشار این کلیپ ویدئویی ترغیب مردم به عدم استفاده از تخم مرغ بوده است. او افزود : " مطمئنم بسیاری از مردم دست از مصرف تخم مرغ برخواهند داشت اگر بدانند چه بر سر جوجه خروس های یک روزه می آید. صنعت تولید تخم مرغ احتمالا وحشیانه ترین صنعت تاریخ زمین است."

گروه پتا در همین راستا با ارسال نامه ای به 50 فروشگاه زنجیره ای بزرگ ایالات متحده از آنها خواست که بر روی جعبه های تخم مرغ خود این عبارت را درج کنند : " هشدار ! جوجه خروس های یک روزه توسط مرغداری ها زنده زنده به داخل دستگاه مخلوط کن ریخته می شوند." سنخگوی اتحادیهء مرغداران ایالات متحده این درخواست پتا را یک "شوخی مسخره" نامید و افزود:" این گروه (پتا) نه انگیزه ای دارند و نه قدرتی. این ها (طرفداران پتا) با هرگونه مصرف تخم مرغ مخالف اند." پتا در پاسخ اعلام کرد سالانه 200 میلیون جوجه خروس یک روزه فقط در آمریکا زنده زنده به داخل مخلوط کن ریخته می شوند و این حقیقتی است که خود اتحادیهء مرغداران نیز تصدیق می کند.

آقای Runkle در ادامه گفت : " 200 میلیون جوجهء یک روزه فقط در امریکا می میرند برای تولید تخم مرغ. آیا تخم مرغ ارزش این همه رنج را دارد؟"

او در مقابل پرسش خبرنگاری دربارهء گزینه های انسانی تر برای مرغداری ها گفت:" متاسفانه این صنعت از بن و ریشه دارای مشکلات اساسی است و بر پایهء آزار و اذیت و سوءاستفاده از مرغ ها نهادینه شده."





منبع: تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن حیوانات


ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : شنبه هشتم بهمن 1390


حیوانات همیشه پر از شگفتی هستند. گاه می توانید موجوداتی را با حیرت انگیزترین مکانیسم های طبیعی ببینید. از بزرگترین تا کوچکترین آنها!

چیزهای زیادی در مورد حیوانات وجود دارد که واقعا باعث تعجب ما می شوند. تعدادی که در اینجا لیست شده اند، توانایی تقلید از گیاهان اطراف خود را دارند. آنها به شکل برگ ها، گل ها و حتی جلبک ها در می آیند. بدون شک این بسیار پر ابهت خواهد بود.

این تصاویر شگفت انگیزرا درلینک زیرببینید :

تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن فرهنگ و رسانه گیاهخوار_بخش فیلم و عکس و اسلاید



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : پنجشنبه ششم بهمن 1390




اگر این کار را با یک سگ انجام نمی دهی ، چرا با یک ماهی انجام می دهی ؟



گروه پتا (جمعیت رفتار اخلاقی با حیوانات) با قرار دادن تمرکز خود بر ماهی ها، این بار سعی بر این دارد که افکار مردم در مورد این موجودات مظلوم ولی دوست داشتنی را تغییر دهد.
در همین راستا این بار پتا با قرار دادن بیلبرد های غول پیکر در چندین مسیر منتهی یه مراکز ماهیگیری در اروپا، قصد دارد تا افکار و باورهای ماهیگیران را به چالش بکشد.

معاون پتا دراین باره گفت: " آیا واقعا حاضرید همین کار را که به صورت عادی و روزانه با ماهی ها انجام میدهید با یک سگ هم انجام دهید؟! شکاف دادن فک و آرواره با قلاب، ایجاد جراحت های بزرگ و سپس انداختن حیوان در محفظه ای که نتواند نفس بکشد و خفه شود. آیا حاضرید این کار را با یک سگ بکنید؟! نه . چون حرکات و رفتار جالب سگ و شیرین کاری هایش شما را مجذوب می کند. ولی حقیقت این است که آن موجود نه چندان دوست داشتنی (ماهی) با چشمانی در دو طرف سر، درد را همان اندازه درک و حس می کند که دیگر جانوران."

در همین راستا سیلویا ارل (Sylvia Earle) که از مشهورترین و ماهرترین غواصان عصر ماست و ساعت های متمادی از زندگی اش را در زیر آب های اقیانوس های گوناگون سپری کرده می گوید: "باور کنید ماهی ها هم بسیار باهوش و زیرک اند. آنها مثل انسان ها دارای شخصیت های مختلف اند. ماهی ها احساساتی اند و وقتی زخمی می شوند، آزرده می شوند. ولی چون مثل سگ ها شیرین کاری بلد نیستند و بی صدا اند، اکثر مردم آنها را دوست ندارند و به آنها اهمیت نمی دهند."


منبع : تالار گفتمان گیاهخواران_انجمن حیوانات



ارسال توسط greenveg


هیچ بهانه ای برای حمایت از تکثیر و پرورش حیوانات شهری وجود ندارد .
اگر شما عاشق حیوانات هستید و حاضر هستید تا از یک سگ و یا گربه تا آخر عمرش نگهداری کنید ، بهترین و انسانی ترین راه اینست که آنها را از مرکز نگهداری حیوانات که در نزدیکی شما هستند انتخاب کنید و آنها را به عنوان حیوان خانگی خود بپذیرید . جایی که سگ ها و گربه های زیاد ، با دم هایی که برای شما تکان می دهند و قلب هایی سرشار از امید از میان قفسه ها بیرون را نگاه می کنند و فقط منتظر هستند تا شما آنها را به عنوان دوست و همراه برگزینید .



این مراکز هر روز حیوانات جدیدی دریافت می کنند. بنابراین اگر نتوانستید در دیدار اول همدم یا حیوان خانگی خود را از نظر متناسب بودن با سبک زندگی تان پیدا کنید دوباره در روزهای بعد می توانید به این مراکز سر بزنید .

وقتی شما حیوان مورد نظرتان را پیدا کنید خوشحال خواهید شد که یک زندگی را نجات داده اید و یک دوست جدید و بسیار خوب پیدا کرده اید .
کشته شدن حیوانات به دلیل بیماری ،حوادث و یا توسط انسان های نادان و حیوان آزار یک واقعیت غم انگیز است که مسبب آن انسان هایی هستند که حیوانات خود را رها کرده و توجهی به سرنوشت و کنترل جمعیت آنها ندارند و در عوض پذیرفتن حیوانات سرگردان و حیوانات چشم براه درمراکز نگهداری ، مشتری مغازه های فروش حیوانات خانگی و تولید کننده ها می شوند .

هر روزه در آمریکا ده ها هزار توله سگ و بچه گربه به دنیا می آیند و هرگز خانه های کافی برای این تعداد حیوان وجود نخواهد داشت .

مراکز نگهداری حیوانات و کارکنان این مراکز با شغلی طاقت فرسا و پر احساس درگیر هستند ، سر و کار داشتن با حیواناتی که هیچ کس حاضر به پذیرفتن آنها نیست .

برخی از مردم تعجب می کنند که چرا حیوانات اضافی در عوض کشته شدن ، نمی توانند به آسانی در مراکز نگهداری حیوانات زندگی کنند . حتی اگر دولت ها قبول کند و بانی این امر شده و مراکز نگهداری خصوصی منابع کافی برای
پناه دادن به میلیونها حیوان بی خانمانی که همه ساله به دنیا می آیند را داشته باشد ( و هیچ وقت این امر محقق نمی شود ) ، این مراکز "بدون کشتار" راه حل مناسبی برای مشکل بی خانمانی حیوانات خانگی نیستند .سگ ها ، گربه ها و دیگر حیوانات خانگی نیازمند چیزی بیش از غذا ، آب و یک قفس یا محوطه حصار شده می باشند . آنها نیازمند مراقبت های عاشقانه ، همدم بودن ، همراهی و حمایت ، احترام برای موجودیت و فردیت آنها و فرصتی برای دویدن و بازی کردن هستند .

شرایط در بسیاری از فروشگاه های حیوانات
خانگی به بدترین شکل ممکن ، نامناسب است ، صاحبان این مراکز به طور واضح افرادی شیاد و منغعت طلب هستند . توله سگ ها اغلب در قفسهایی با کف سیمی نگهداری می شوند ، حیوانات کوچک مثل موش ها ، همسترها با تعدادی انبوه در قفسهایی کوچک ، کثیف و پرجمعیت چپانده می شوند ، ماهی که باید آزادانه در اقیانوس ها ، دریاچه ها و رودخانه ها شنا کند در تنگ هایی کوچک ، کثیف و
پرجمعیت فقط به دور خود می چرخد . و پرنده های نادر و رنگارنگ در قفس هایی کوچک نگه داشته می شوند که این قفس ها مانعی برای ارضای نیاز طبیعی آنها به پرواز و معاشرت با هم نوعان خود هستند .





به دلیل اینکه توله سگ ها و بچه گربه هایی که از فروشگاه ها خریداری شده اند از محبت و برخورد های دوستانه انسانی محروم بوده اند ، به سختی با انسان خو می گیرند و تربیت این حیوانات نیز مشکلات خود را دارد . بدتر از همه اینکه برخلاف مراکز خوب نگهداری حیوانات ، فروشگاه های حیوانات خانگی به این مطلب اهمیت نمی دهند که آیا فردی که حیوانی را خریداری می کند. پتانسیل مراقبت و نگهداری از آن را نیز دارد آنها حیوان را به هر کسی که کارت اعتباریش را روی دستگاه می کشد می فروشند، و سرانجام این عمل کاملا مشخص است.

برخی از مردم می دانند که نباید حیوانات خانگی را از تکثیر کنندگان و پرورش دهنده ها خریداری کنند . ولی بسیاری از افراد دلسوز
و مهربان فریب جذابیت قفس های چیده شده توسط تولید کننده ها ی به ظاهر مسئول را می خورند و اقدام به خرید این حیوانات می کنند ، تا زمانی که سگ ها و گربه ها به خاطر کمبود خانه در حال مرگ در مراکز نگهداری حیوانات وخیابان ها هستند هیچ تولید کننده ای نمی تواند در مورد مسئول یا مسئولیت پذیر بودن فکر کند .



همه تولید کننده ها بحران ازدیاد جمعیت حیوانات را تقویت می کنند و هر وقت کسی یک توله سگ یا بچه گربه را به جای پذیرفتن آن از مراکز نگهداری حیوانات از تولیدکننده ها خریداری می کند، حیوانات بی خانمان شانس خود را برای یافتن یک خانه از دست می دهند و در نتیجه به خاطر بیماری ، پیری و یا بخاطر اضافه شدن حیوانات جدیدترکشته خواهند شد .

حمایت از مراکز فروش و تکثیر حیوانات باعث می شود آنها بروش های مختلفی در فکر جلب نظر مشتریان خود باشند و به روش های غیر انسانی و اخلاقی خاصی نیز روی می آورند.
دستکاری های ژنتیکی و نژادی یکی از این روش هاست.
دستکاری ژنتیکی حیوانات برای رسیدن به یک حالت یا ویژگی خاص ، برای حیواناتی که با این اهداف به وجود می آیند بسیار مضر و نابود کننده می باشد . برای تکثیر کنندگان مهم نیست که چه عذاب و مشکلاتی برای حیوانات دستکاری شده وجود دارد آنها فقط فکرسود خود و فریب دادن مردم هستند . این تولید مثل ها باعث نقص ها و عیوب ژنتیکی دردناک و کشنده ای در سگ ها و گربه هایی که دارای نژاد خالص هستند می شود : فلج شدن از مفصل ران ، نابینایی ، ناشنوایی ، مشکلات قلبی ، مشکلات پوستی و صرعنمونه ای از این مشکلات می باشند.

حیوانات را از شکل طبیعی خود خارج کردن با هدف دستیابی به چهره ها و خصوصیات خاص ، مشکلات شدیدی را برای آنها در بر دارد . برای مثال بینی های کوتاه و سربالا در سگ های نر و سگ های با جثه کوچک می تواند باعث مشکلات تنفسی در حین فعالیت و حتی در زمانهای معمولی و مواقع استراحت شود . ستون فقرات طولانی و دراز در سگ هایی که پاهای کوتاه و بدن کشیده و بلند دارند اغلب باعث مشکلات کمر و پشت و ستون مهره ها می شود .

واقعیت عریان اینست که در عوض هر سگ یا بچه گربه ای که به صورت سودجویانه توسط تکثیرکننده ای به وجود می آید ،
یک حیوان در مراکز نگهداری حیوانات می میرد .
تولید حیوانات با هدف فروش آنها در دنیایی که بحران و مشکل کمبود خانه های مناسب یرای سگ ها ، گربه ها و دیگر حیوانات وجود دارد ، یک تجارت حریصانه و بسیار بی رحمانه است .


بیاد داشته باشید که " تکثیر کننده و پرورش دهنده مسئول وجود ندارد " با مراکز نگهداری از حیوانات همکاری کنید و بجای صاحب و مالک بودن یک حیوان، حامی و سرپرست او باشید.

منبع : تالار گفتمان گیاهخواران_ انجمن حیوانات



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : سه شنبه بیستم دی 1390



من یک مرغ هستم .
من همان حواس پنج گانه ای را دارم که شما دارید : من می توانم ببینم ، بو کنم ، لمس کنم ، بشنوم و مزه کنم .
من درد ، بدبختی ، تنهایی و شادی را تجربه و احساس می کنم .
من دوست دارم تا با دوستان و خانواده خود باشم و از گذراندن وقت خود با آنان لذت ببرم . .
من می توانم با استفاده از حس بینایی و بویایی ، جوجه های دیگر را تشخیص دهم .
ما موجوداتی اجتماعی هستیم و برای پیدا کردن غذایمان سرگروه هم داریم .
من یک پرنده هستم بدین جهت می توانم برای خود و فرزندانم آشیانه بسازم، اگر آزاد باشم .
من تلفظ های صوتی متفاوتی بلدم و با زبان خود با بقیه گروه صحبت می کنم .
من حافظه بسیار بلند مدتی دارم .
من نشستن بر روی شاخه ها و درخت ها را دوست دارم .
من به سمت غذا می دوم ، چون از خوردن لذت می برم .
من از صداهای بلند می ترسم .
من هم در این دنیا هدفی دارم درست مثل شما انسان ها .




من یک مرغ هستم .
من کم احترام ترین و بدبخت ترین حیوان در دنیا هستم .
اکثر انسان ها کوچکترین توجه و یا احترامی نسبت به زندگی من قائل نیستند .
آن ها یقین دارند که هیچ دلیل دیگری برای موجودیت من ، به جز در عذاب بودن و کشته شدن برای غذا وجود ندارد .
آن ها هیچگونه رحم و بخششی نسبت به من ندارند در حالی که خودشان را مستحق هر گونه شفقت و مهربانی دانسته و نسبت به کسانی که دوستشان دارند و حتی نسبت به حیوانات خانگی شان نیز مهربان هستند .
تعجب می کنم که چگونه می توانند بگویند که نمی توانند سربریدن من را توسط شخصی ببینند اما هنوز هم می توانند با خریدن گوشت من ، از کسانی که این کارها را انجام می دهند حمایت کرده و مرا بخورند .
در عجب هستم که چگونه می توانند خود را دوست دار حیوانات بدانند در حالی که گوشت حیوانات را می خورند .
شرط می بندم که اگر آن ها مرا می دیدند و مرا می شناختند و در دامان خود مرا پرورش می دادند ، هیچ وقت راضی به خوردن من نمی شدند .


من یک مرغ هستم
زندگی ما بقدری برای شما بی ارزش هست که جوجه های مذکر(جوجه خروس ها) ما را مثل آشغال دور میریزید
آری آنها چون ارزشی برای صاحبان مرغداری ندارند دسته دسته و زنده زنده در سطل ها و گونی ها ریخته می شوند تا از خفگی و فشار بمیرند
آنها به محض بیرون آمدن از تخم بجای تجربه مهر مادری ، خفگی و برق گرفتگی را تجربه کرده و کشته می شوند
وحشتناک نیست ؟؟؟؟
وحشتناک تر آنکه از همین جوجه خروس های مرده در درست کردن غذا برای ما نیز استفاده می شود




من یک مرغ هستم .
من در یک سالن شلوغ و پرازدحام زندگی می کنم ،
ما اغلب در دسته های 20 هزارتایی در سالن های نسبتا تاریک و نمناک نگهدار ی می شویم




من هرگز نور روز را نمی بینم و هوای تازه تنفس نمی کنم ، مگر زمانی که در حال منتقل شدن با کامیون ها باشم . جایی که اغلب به دلیل قرار گرفتن در معرض هوای سرد و یا حرارت و گرمای شدید ممکن است بمیرم .
حتما در جاده ها، ما و شرایط حمل و نقل مان را دیده اید،مطمئن هستم که شما هم از این وضع راضی نیستید.
صاحبان و کارکنان مرغ داری ها شما را فریب می دهند تا باور کنید که رفتاری انسانی با ما داشته و ما را بدون محدودیت و در فضایی مناسب پرورش می دهند .
آن ها را باور نکنید .
آنها تا حدی با ما بدرفتاری می کنند که باعث حیرت شما خواهد شد .
اگر آنها درست بگویند باید ما را در فضای های باز نگهداری کنند جایی که امکان تحرک کافی برای ما باشد .آنها دروغ می گویند چرا که می خواهند شما احساس گناه کمتری بکنید و پول بیشتری خرج کنید.




جنایت همچنان ادامه دارد ...

نوک من با تیغی برنده و داغ بریده می شود .
این دردی مشقت بار و وحشتناک است .




من هیچ ماده بی حسی و بیهوشی دریافت نمی کنم .
آنها نوک مرا می برند تا، وقتی دیوانه می شوم ، با مرغ های دیگر درگیر نشده و آن ها را زخمی نکنم .
تا حدی که جنون و کشتن انسان های دیگر در طبیعت شما است در طبیعت من نیست که دیوانه شوم و جوجه های دیگر را بکشم .
شرایط زندگی ای را تصور کنید که مرا مجبور به زخمی و کشتن جوجه های دیگر می کند .
اجرای این روش برای همه مرغ های تخم گذار ساکن در قفس های فولادی که تحت فشار و استرس وصف ناپذیری زندگی اسف باری دارند اجباری است.




من یک مرغ هستم
من به طور ژنتیکی اصلاح و دستکاری شده ام تا دوبرابر سرعت رشد طبیعی خود رشد کنم .
من بسیار سنگین هستم به طوری که دیگر نمی توانم روی پاهای خود بایستم .
این وزن زیاد پاهای مرا می شکند .




من با هورمون های رشدی تغذیه می شوم که شما نیز توسط خوردن من آنها را وارد بدن خود می کنید
شما استروئیدهایی را مصرف می کنید که می توانند منجر به مرگ شما شود .
قلب و شش های ما نمی توانند این رشد سریع را تاب بیاورند و به همین دلیل میلیون ها مرغ قبل از کشتار می میرند .
من پر از آنتی بیوتیک هایی هستم که مانع از مرگ من قبل از کشته شدن می شوند .
شما آن ها را می خورید و این امر باعث به وجود آمدن یک نوع بی تفاوتی در بدن شما نسبت به آنتی بوتیک ها شده و شما را در معرض خطر مقاومت در برابر آنها ، هنگام بیماری و نیاز شدید شما به این آنتی بیوتیک ها قرار می دهد .
شما می گویید که می دانید من چه مزه ای دارم ولی در واقع شما مزه واقعی مرا نمی دانید .
من پر از مواد نگهدارنده هستم و این چاشنی ها هستند که مزه ای را فرآهم می آورند که شما فکر می کنید مزه واقعی من است .
خوردن من برای سلامتی شما مضر است .
اگر باور شما به گونه ای دیگر باشد ، باید گفت که گردانندگان صنعت گوشت شما را فریب داده اند .
شرایط بد و غیر بهداشتی منجر به مرگ ما از فرط تشنگی ، گرمای زیاد ، عفونت و بیماری ها می شود .

جریان الکتریکی که برای کشتن ما استفاده می شود به منظور مصون نگه داشتن گوشت ما از خراب شدن ، بسیار پایین است .
در بسیاری از مواقع ، این جریان کم ما را نمی کشد و ما درون دیگ هایی با آب جوش برای کنده شدن پرهایمان ریخته می شویم در حالی که هنوز هوشیار هستیم .
شما می توانید صدای فریاد ما را از یک کیلومتر آن طرف تر بشنوید .
تیغه های مکانیکی نیز که برای بریدن گلوی ما از آن ها استفاده می شود ، به طور مرتب تراز نمی شوند و در یک ردیف قرار نمی گیرند و تنها به طوری جزئی گلوی ما را بریده و زخم می کنند و ما را تا رسیدن به مرگی فلاکت بار رها می سازند .
این اشتباهات در زمان کشتار برای میلیون ها مرغ اتفاق می افتد .
من می دانم که شما هیچ یک از این اتفاقات را نمی بینید ولی این ها برای میلیاردها مرغ مانند من اتفاق می افتند و این ترسناک ، دردناک و وحشتناک است و من نمی فهمم که چرا شما از آن ها حمایت می کنید و هیچ فکری برای جلوگیری از این اتفاقات نمی کنید .




من یک مرغ هستم .
واقعیت این است که من نمی توانم صحبت کنم تا بگویم که چرا این گونه با مرغ هایی مانند من رفتار می شود .
اما اگر می توانستم حرف بزنم به شما التماس می کردم تا دیگر مرا نخورید .
من می خواهم که آزاد زندگی کنم درست مثل پرنده های دیگر .
باور کنید کنید من هم یک پرنده هستم و آزادی حق طبیعی من نیز هست.
من می خواهم که شما برای زندگی من روی این کره خاکی ارزش قائل شوید به همان اندازه که برای زندگی خود ارزش قائل هستید .
زندگی شما تنها به عقیده خودتان مهمتر از زندگی من است .
باور شما دلیل بر درست بودن افکار و عقاید شما نیست .

من یک مرغ هستم

با دانستن چیزهایی که شما هم اکنون می دانید

با وجود اینکه شما برای بقای خود نیازمند خوردن من نیستید

با اینکه زندگی و مرگ من جنایاتی فراتر از تصور شما هستند

و با اینکه می گویید که عاشق حیوانات هستید ... آیا هنوز هم خیال دارید که به کسانی که مرا عذاب می دهند و می کشند پول بپردازید ؟ یا اینکه یک تصمیم انسانی می گیرید و بقیه را نیز از این کارها منع نموده و از آن ها می خواهید که همانند شما دیگر مرغ نخورند ؟


من یک مرغ هستم و

آرزو دارم که ای کاش زندگی من بهای بیشتری در نزد شما میداشت .

منبع: تالار گفتمان گیاهخواران_ انجمن حیوانات



ارسال توسط greenveg




ته سیگار خود را هیچ کجا رها نکنید!
ته سیگار از دود سیگار سمی تر است. صد ها ماده شیمیایی خطرناک با غلظت بالا در ته سیگار انباشت میشوند.
یک ته سیگار ۵۰۰ لیتر آب و ۱ متر مکعب برف را آلوده میکند. تجزیه شدن فیلتر سیگار در طبیعت میتواند تا ۱۲ سال طول بکشد.
ته سیگار را در طبیعت یا در خیابان نیندازید !
حـــیوانات ته سیگار را با غذا اشتباه گرفته و میبلعند. خوردن آن برای حیوانات مرگبار است. ته سیگار رها شده... منجر به مسمومیت و مسدود شدن مجاری گوارشی حیوانات میشود.


This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 960x639.


هر سال ده ها میلیارد ته سیگار در جنگلها، دشتها، دریاها و کویرها دور انداخته میشود. ته سیگار بزرگترین آلاینده سواحل دریاهای جهان است.
ته سیگارهای کف خیابان با باد و باران جابجا شده ونهایتا خاک و آب را آلوده میکنند.
ته سیگارهای خود را در یک قوطی یا بطری در بسته جمع کرده و در زباله دانی بریزید.


This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 960x622.









منبع : تالار گفتمان گیاهخواران _ انجمن فیلم، عکس، اسلاید


ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : دوشنبه چهاردهم آذر 1390

من يک گاو هستم.
من دوست دارم که گرمی حرارت خورشيد را بر پشت خود احساس کنم
در دشتي باز بچرم
آزادانه پرسه بزنم
من هم فرزندانی دارم



من عاشق آنها هستم
مثل شما که عاشق فرزندانتان هستيد
من دوست دارم ان ها را تيمار کنم
در طبیعت زیبا به همراه آنها سیاحت و گردش کنم، با آنها بازی کنم
مثل شما و سایر حيوانات ديگري که در زمين سکني گزيده اند
اگر من مي توانستم به زبان شما صحبت کنم
به شما در باره زندگيم در يک دامداری صنعتي مي گفتم
و شما احتمالا هيچ وقت همبرگر ، گوشت گوساله يا استيک نمي خورديد
يا براي بقيه عمرتان از محصولات حیوانی استفاده نمی کردید
من تنها براي کشته شدن متولد مي شوم
و شما مرا می خوريد و از شیر و پوست من استفاده می کنید
من يک زندگي دردناک و رنج آوري را سپري مي کنم
و با مرگي وحشت ناک مي ميرم .
درد و رنجی فراتر از تصور ، سراسر زندگی ما را فرا گرفته است.
من براي داشتن يک گوساله در هر سال مجبورشده ام .
نه ماه دوران بارداري سپری کنم دقیقا مثل زنان شما
تصور کنيد زحمت زايمان در هر سال را براي تمام عمرتان .
من همچنين مجبور هستم هر روز 100 پوند شير توليد کنم
من در محيط روستايي فقط 10 پوند شير توليد مي کردم
به طور نرمال ، من مي توانستم تا بيشتر از سن 25 سالگي زندگي کنم
اما من بعد از فقط 3 سال تبديل به گوشت مي شوم
که به معناي اين است که من فقط تقريبا 12 درصد از کل عمرم را زندگي خواهم کرد
اين معادل با پايان عمر شما در 8 سالگي است ،این دردآور نیست ؟
من وقتي که براي نقل و انتقال جمع آوري مي شوم مي ترسم و خیلی عصبی می شوم



ما را به زور و با طناب و زنجیر میکشند و با شلاق می زنند تا سوار محفظه های فولادی و تنگ شویم،ما همدیگر رو له میکنیم ،به همدیگر آسیب می رسانیم و در طول حرکت دست و پایمان شکسته شده و تا آخر راه دردهای فراوانی را تحمل میکنیم.بسیاری از برادارن و خواهران من در طول این سفرها جان خود را از شدت گرمازدگی و بیماری از دست می دهند



قبل از سوار شدنمان هم با بی رحمی تمام شاخ هایمان را می شکنند و با فلزات گداخته مارا علامت گذاری می کنند، مثل زمانی که اجداد بعضی از شماها برده داری می کردند و با آنها به بی مهری و بی رحمی برخورد می کردند
اين کارها وحشت آور ، غير ضروري ، ظالمانه و دردناک است .
راه هاي ديگري براي نشانه گذاري هويت من وجود دارد اما کارگران کارخانه اين کار را نمي کنند
چون من براي آن ها فقط يک کالا هستم .



همچنين کارگران در بعضی مواقع يک تکه بزرگ از گردن مرا مي برند تا بتوانند از مسافتي دور بگويند که من متعلق به آن ها هستم
من هيچ مسکني دريافت نمي کنم .
صاحبانم هيچ رحم و شفقتي نسبت به من نشان نمي دهند .
به همین خاطر است که انسان های دلسوزی در سراسر جهان وقت و هزینه می کنند و سازمان هایی را برای حمایت از ما ایجاد می کنند
آری ،به خاطر اينکه ما واقعا شکنجه می شویم اين سازمان ها وجود دارند
به من غذاهای شیمیایی هورمونی خورانده می شود جهت افزايش اندازه ام و توليد شيري که البته حاوي مواد ناسالمی است که شما آن را مي نوشيد .
هورمون هاي رشد باعث مي شوند که شير من حاوي سطوح بالايي از انسولین فاکتور 1 (IGF-1) باشد که ثابت شده است ، باعث سرطان سينه و سرطان روده می شود. .
به دليل خوردن اين استروئيد ها ، گوساله هاي من اغلب داراي نقص هاي زمان تولد هستند .
من هيچوقت شانس عمل متقابل يا روبرو شدن با آن ها را ندارم و پدر آن ها به خاطر گوشت کشته مي شود چون او نمي تواند شير توليد کند .
از آنجاييکه تعداد زيادي گاو نر وجود دارد که نمي توانند شير توليد کنند صاحبان من تصميم گرفتند روش هاي جديدي براي استفاده از آن ها پيدا کنند بنابراين آن ها صنعت گوشت گوساله را ايجاد کردند .
آن ها گاوهاي نر را مجبور مي کنند تا براي ماه ها در صندوق هاي چوبي بمانند بنابراين آن ها حتي نمي توانند به اطراف خود بگردند يا به پاهايشان کشش بدهند يا به آسودگي دراز بکشند .
آن ها به گردن گاوهاي نر زنجير مي اندازند و به آن ها رژيم هاي غذايي آزمایشگاهی می دهند تا فقط رشد کنند و شکم خود را پرکنند و کاری ندارند که آنها ممکن است دچار صعف و ناراحتی بشوند. .
محل های نگهداری ،هیچ جاي مناسبي براي خوابيدن ندارند .
آن ها روي زمين سيماني مي خوابند تا زماني که کارگران آن ها را تکه تکه کنند.
من در گرد و خاک و زمين هاي کود داده شده و آغل هاي نگهداري حيوانات براي ماه ها زندگي مي کنم ، در نتيجه از بيماري هاي مزمن تنفسي رنج مي برم .
تعداد زيادي از ما دچار سرطان چشم هستيم .
بدون درمان و علاج رها شده ايم ، اين بيماري چشم ها و صورت مارا از بين مي برد و يک سوراخ در سمتي از سرمان ايجاد مي کند .
اين بيماري بيش از اندازه دردناک است
.
پروراندن ما براي تهیه گوشت ، براي سياره هم زيان بار است .
ما حجم عظيمي از گازهاي گلخانه اي را آزاد مي کنيم . با انتشار گاز متاني که هنگام جذب و دفع غذا رها مي کنيم خسارات ويران کننده اي به محيط زیست وارد مي شود .
تاثير گاز هاي گلخانه اي بدتر از دي اکسيد کربن و گاز هاي ترکيبي ناشي از وسايل حمل و نقل مي باشد .
گرمایش جهانی اگر ادامه داشته باشد باعث انقراض موجودات و از بین رفتن سیاره خواهد شد.



همچنين ما بيليون ها پوند غذا مصرف مي کنيم چون ما به جاي علوفه با غلات تغذيه مي شويم که بهتر است براي تغذيه مردم قحطي زده استفاده شوند از آنجايي که ما در مقايسه با غذايي که مي خوريم ، غذاي خيلي کمي توليد مي کنيم . اين غلات مي توانند براي بچه هاي گرسنه مصرف شوند
.
هزاران گالن آب براي توليد يک پوند از گوشت ما لازم است . بزودی بحران آب فرا خواهد رسید.
ما اغلب به طور وحشتناکي بيمار و مجروح مي شويم نمي توانيم راه برويم .
آن ها به ما گاوهاي از کار افتاده مي گويند .
بيماري و ناتواني ما در راه رفتن بعضي کارگران کارخانه را عصباني مي کند و آنها بيرحمانه ما را ميزنند .
آنها اغلب از تجهيزات سنگيني براي حمل ما استغاده ميکنند در حاليکه ما هنوز زنده هستيم به پشتمان چنگک مي اندازند و ما را به سوي تقديرمان مي کشند .
قبل از اينکه مرا از بالا به پايين آويزان کنند و مرا به خون آغشته کنند تا بميرم ، من گمان مي کردم مرا بيهوش مي کنند يا با تفنگي به سرم شليک مي کنند ، اما اين اغلب اتفاق نمي افتد
بسياري از اوقات گاو هايي مثل من از بالا به پايين آويزان مي شوند و در دردي باورنکردني دست و پا ميزنند و ناله مي کنند تا وقتي که اگر خيلي خوش شانس باشيم کسي بيايد و چاقويي به گردنمان فرو کند و به بدبختي مان پايان دهد .



لطفا به اعمال خود فکر کنيد
.
گاو ها همانند سایر موجودات از زیبایی های سیاره زیبایمان بوده و حق زندگی کردن مثل بقیه موجودات را دارند
ما نیازمند احترام و توجهیم ،لطفا به زندگی های ما احترام بگذارید .
براي شما دير نيست که بقيه را از زندگي که من سپري کردم نجات دهيد .
شما اين قدرت را داريد که هزاران حيوان مثل من را به سادگي با نخوردن ما يا نخريدن محصولاتي که از ما توليد مي شوند از سوی استفاده و رنج نجات دهيد .
من مي دانم که شما اهميت مي دهيد .
من مي دانم که شما ظرفيت ترحم و مهرباني بالایی داريد ،برای اینکه شما موجودات باهوش و با استعدادی هستید .
ما رابه زندگی های طبیعی مان بازگردانید و از شکنجه و کشتار نجاتمان دهید
باور دارم که شما اینکار را خواهید کرد.

-----------------------------------------------

منبع : تالار گفتمان گیاهخواران_ انجمن حیوانات




ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390



من یه روباهم... توی یه جعبه سیمی كوچیك زندگی میكنم ...




هرگز معنی دویدن و حفر تونل وسط علفها رو درك نكردم. هیچوقت زیر نور آفتاب و درختها بازی نكردم. با كسی در تماس نبودم حتی مادرم! حتی نمیتونم درست سرپا وایسم یا تو این جعبه دور بزنم. قفسم پر از فضولات و كثافته: تكه هایی از پوست و مدفوع... همه اطرافم پر اجساد نیمه پوست كنده هم نوعانمه.




میدونم كه یه روزی قفسم رو ترك خواهم كرد، وقتی كه مزرعه دار تصمیم بگیره كه پوستمو برای تهیه پالتو، سر آستین، یقه، یا تزئینات لباس، بفروشه.
میترسم.درست مثل تو، سیستم عصبی مركزی دارم. درد و راحتی رو احساس میكنم.درست مثل تو، در مواجهه با سوئ استفاده و خشونت اشك میریزم.درست مثل تو، هركاری از دستم بربیاد برای زنده موندن انجام میدم.
قرار نیست با تزریق مرگبار كشته بشم... مزرعه دار میگه از پس هزینه تزریق باربیتورات- 30 سنت برای كشتار هر حیوان- برنمیاد!... من هم مثل بقیه قراره كشته بشم: دستهای چند نفر یه تسمه فلزی رو دور گردنم میبندند، منو به زور ، با همین تسمه از قفسم بیرون میكشن ...








اولین شادی من در خروج از این زندان، با ورود الكترودی به ركتوم من به دست همون آدما، جای خودش رو به وحشتی مرگبار میده...
با حركتی خشونت بار و ناگهانی دهانم رو باز میكنن تا تكه ای فلز رسانا رو به زور تو حلقم بفرستن...
فقط چند لحظه برای آخرین وحشت فرصت دارم ، قبل از اینكه برق 240 ولت رو از بدنم عبور بدن....




چشمهام از شدت درد بسته میشن و بدنم منقبض و سخت میشه، قبل از اینكه چند تا از دندونام خرد بشن زوزه ای از درد میشكم... شدت شوك الكتریكی باعث میشه كه الكترود مخرجی خارج بشه ولی اونها بارها و بارها به من شوك میدن.
این درد غیر قابل تحمل میشه. جریان الكتریسیته مغزم رو هنوز از كار ننداخته، واسه همینم هنوز كاملا هوشیارم كه تا بیش از 2 دقیقه حمله قلبی شكنجه وار رو تجربه كنم...




.................................................. .................................................. ..................

میلیونها حیوان با خشونت و شكنجه در مزارع پوست محبوس اند، تا نهایتا به طریق "كشتن با برق" از راه مجرای تناسلی یا مخرجی - شكستن گردن - خرد كردن سر با چماق - غرق كردن - خفه كردن با گاز و ... كشته شوند.

میلیونها حیوان دیگر نیز با تله های پابند فلزی دندانه دار شكنجه میشوند، تا بالاخره با لگد یا چماق دامگذار كشته شوند...

چیزی به اسم پالتو پوست و خز تهیه شده با روشهای انسانی وجود ندارد.

شاید من در نگاه تو فقط یك روباه باشم... ولی هنوز، ازت میخوام كه به حقایق پشت پرده صنعت خز و پوست توجه كنی... وقبل از اینكه مرگ خشونت بار منو خریداری كنی ، خوب فكر كنی!.




-سالانه بالغ بر 40 میلیون حیوان شامل: چینچیلا - روباه - مینك - سمور - سگ آبی - خرگوش - راكون داگ و ... در مزارع پوست و خز پرورش می یابند تا پوستشان كنده شود.

-برای سود بیشتر و بازده اقتصادی بالاتر، این باصطلاح مزارع در واقع شامل ردیفهایی از قفسهای سیمی كوچك، انباشته شده بر روی هم بدون حفاظ و در هوای آزاد میباشد.


-حیوانات تمام زندگی خود را بشدت محدود به قفسهایشان با ظرفهای زنگ زده كثیف غذا و پشته های انباشته شده فضولات خود، سپری میكنند.


-حیوانات از كوچكترین رفتار طبیعی خود محرومند- از جمله كندن زمین و حفر تونل و ...و از فشارها و استرسهای روانی شدید رنج میبرند: راه رفتن بی وقفه و همیشگی- خود آزاری و كندن اندامهای خود - نوزاد كشی و ...


-حیوانات مزارع پوست معمولا برای رنگهای ویژه، وادار به جفتگیری با همخون خود میشوند، كه موجب نقائص ژنتیكی مختلف از جمله : كری - فلجی - اندامهای جنسی دفرمه - پیچ خوردگی گردن- كم خونی - نازایی و نارساییهای سیستم عصبی و ........


روشهای كشتار :

1-كشتن با برق: برای تضمین محصولی یك دست(پوست كامل و بدون خدشه و زخم) ، یك انبر سوسماری به گوش حیوان متصل میگردد و یا یك كنداكتورفلزی به حلق حیوان با فشار وارد میگردد. انبر دیگر به اندامهای جنسی حیوان متصل میگردد و یا یك سیخ الكتریكی به ركتوم وارد میگردد.... قاتل، سویچ برقی را كه 240 ولت برق را از بدن حیوان عبور میدهد، فشار میدهد.
حیوان بشدت منقبض شده و بشدت تقلا میكند، و معمولا دندانها خرد شده و میریزند...
حیوان دچار تشنج و لرزش شدید شده و فریاد میزند...

جریان برق فقط بعنوان عاملی برای فلجی عمل كرده و بیش از 2 دقیقه طول میكشد كه حیوان شكنجه شده و در نهایت از ایست قلبی بمیرد.

نكته : نگاهی زجر آور بر مزارع پوست چین! :




پوست كنی حیوانات زنده :
وقتی محققان مخفی راه خود را به مزارع پوست در چین باز كردند،دریافتند كه بسیاری از حیوانات وقتی كارگران آنها را از قلابها از پا یا دمشان برای پوست كنی آویزان میكنند، هنوز زنده هستند و با ناامیدی تقلا میكنند...
حتی وقتی برش از پا شروع میشود ، علیرغم مشت و لگدهای پی در پی كارگران برای بی حركت كردن آنها، پای آزاد هنوز در حال تقلا و تلاش برای فرار است...
 




وقتی پوست به تدریج و كامل از شكم - گردن و نهایتا سر حیوان كنده شده و جدا میگردد، پیكر خونالودشان روی اجساد دیگر پرت میشود: برخی هنوز زنده اند! : به سختی و بریده بریده نفس میكشند(حبابهای خونالود روی سوراخهایی كه زمانی بینی بودند...) و به آرامی پلك میزنند....
قلب برخی گاهی 5 تا 10 دقیقه پس از پایان پوست كنی ، می تپد.
یكی از محققان گزارش میدهد كه یك راكون داگ پوست كنده بر تل اجساد و نیمه زنده ها، هنوز تا جایی توان دارد كه پیكر خونالودش را چند سانتیمتر بلند كرده و به دوربین خیره شود.





قبل از آنكه زنده پوست كنده شوند، از قفسهایشان بیرون كشیده شده و به زمین پرتاب میشوند، كارگران با میله های فلزی به شدت آنها میكوبند ویا بدنشان را بر سطوح سخت میكوبند، كه باعث شكستگیهای شدید استخوانی و تشنج شدید میگردد ولی همیشه مرگ آنی را در پی ندارد.

حیوانات بعدی در اوج وحشت ، در ردیفهای بعدی منتظر و شاهد آنچه میبنند هستند....

2- شكستن گردن: پیچاندن ستون مهره ها(برای شكستن گردن) برای حیوانات كوچكتر بكار میرود چون آسان و مقرون بصرفه تر است.قاتل یك دست خود را دور گردن حیوان محكم میكند و با دست دیگر بدنش را میگیرد و با پیچاندن مهره ها را خرد كرده و گردن را میشكند. بعد از شكستن گردن تا 5 دقیقه طول میكشد تا حیوان مرگ را تجربه كند.


3- تزریق مرگبار : مزرعه داران خز نمیتوانند از پنتوباربیتال سدیم ، دارویی كه درپناهگاهها برای خواباندن حیوانات خانگی بكار میرد ، استفاده كنند، چون فوق العاده گران بوده و فقط در دسترس دامپزشكان و متخصصان قرار میگیرد.

به آن گروه از حیوانات مزارع خز كه با این روش كشته میشوند، هیدرات كلرال - سولفات منیزیم - سولفات نیكوتین(كه معمولا بعنوان آفت كش استفاده میگردد!) كه با الكل رقیق شده اند، تزریق میگردد.

4- خفه كردن با گاز: منواكسید كربن كه از اگزور فیلتر نشده موتور گرفته میشود. حیواناتی مثل مینكها كه شناگرانی قابلند، و میتوانند نفس خود را برای مدت زمان طولانی حبس كنند، معمولا زنده مانده و در مراحل پوست كنی هنوز زنده و هوشیارند.....


و اما در مورد حیوانات آزاد (غیر مزرعه ای) :




5- تله های پابند و سایر تله ها: راكونها - كایوتها - نوتریاها - روباهها - باب كتها- لینكسها و ...
اگر حیوان در همان ابتدا در تله خرد شده و كشته نشود( معمولا در مورد گیر كردن پا یا دم) ، در یك چهارم موارد پای درگیر را جویده و قطع میكند تا فرار كند.... كه بعدها از خونریزی شدید و عفونت زخم تلف میگردد...





به ازا’ هر حیوان "هدف" (مطلوب) ، 2 تا 10 بار اتفاق میفتد كه حیوانات "بی مصرف" (نامطلوب برای خز) - سگ،گربه،گوزن،سنجاب، پرندگان و ...- به دام افتاده - معیوب گشته و به حال خود رها میگردد تا از خونریزی و شدت جراحات بمیرد.






كشتن با چماق و لگد: دامگذارها، كه معمولا روزهای متوالی تله ها را بازرسی نمیكنند، بالاخره بالای سر حیوان حاضر شده و با لگد یا چماق او را به قتل میرسانند.

خفه كردن با بند.

غرق كردن.
شلیك به مغز حیوان
.
.
.

تخریبهای زیست محیطی صنعت خز و پوست:

آسیبهای مستقیم زیست محیطی




تولید انبوه حیوانات برای خز و پوستشان، که برای صاحبان این صنعت بسیار سودآور میباشد، ثابت گردیده که فاجعه ای برای محیط زیست و سیاره است. تا جایی که ، تبلیغی که توسط صنایع خز ادعا میکند که محصولاتشان "دوستدار محیط زیست" هست، توسط کمیته استاندارد تبلیغات در انگلستان، هلند، فنلاند، ایتالیا و دانمارک، یک تبلیغ دروغین معرفی شده است! چرا؟





- فنلاند بزرگترین تولید کننده پوست روباه در جهان است. شورای ملی محیط زیست و آبهای فنلاند اظهار داشته: "مشکلات زیست محیطی مزارع خز فعال هنوز بسیار چشمگیر است" (!!!) در یکی از شهرهای فنلاند Kaustinen ، انشعاب آب زیر زمینی ، تنها بدلیل مجاورت با توده های گسترده فضولات مزارع خزو پوست، متوقف گردید و به مسیر دیگری هدایت شد.





- نیتروژن بالای آزاد شده از این مزارع در محیط همچنین یکی از عوامل اصلی بازدارنده خواب زمستانی درختان است. و عاملی است برای مستعدتر گشتن درختان تضعیف شده برای حمله حشرات و قارچها و مرگ تدریجی این درختان.


- مزارع خز یکی از آلاینده های هوا نیز هستند. مزارع خز فنلاند سالانه 1500 تن آمونیاک آزاد میکنند!


- برای اجساد پوست کنده شده چه اتفاقی می افتد؟ اکثر مزارع خز، اجساد را بدون دفن کردن در فضای آزاد زمینهای زباله – جنگلها و ... رها میکنند!





منبع : تالار گفتمان گیاهخواران_ انجمن حیوانات ، حیوانات در اسارت



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : شنبه بیست و یکم آبان 1390



به نظر می رسد که شکار در مناطق قطبی و بسیار دور دست بدلیل عدم دسترسی و عدم وجود پوشش گیاهی برای بقای نوع بشر اجتناب ناپذیر بوده باشد ؛ حال آن که در سایر نفاط کره زمین ، شکارچیان برای تفریح و سرگرمی ، و تنها برای هیجان آن ، دست به کشتار حیوانات می زنند . چنین شکل غیرضروری و خشونت آمیزی از « سرگرمی » ، خانواده های حیوانی را ازبین برده و جانوران بی شماری را سردر گم ،زخمی و آواره می کند .



در بسیاری موارد، مرگ های سریع به ندرت برای جانوارن شکار شده اتفاق می افتند ؛ به خاطر همین ، وقتی که شکارچیان ، شکار خود را به شدت زخمی می کنند و نمی توانند آن ها را بکشند ، بسیاری از حیوانات از مرگ های دردآور و طولانی مدت عذاب می کشند .
50 درصد از حیواناتی که با سلاح های کمانی و یا ساچمه ای ِ مورد هدف قرار می گیرند ، زخمی شده ولی کشته نمی شوند . مطالعه ای که پیرامون 80 گوزن دم سفید صورت پذیرفت، نشان دادکه از22 گوزنی که با« تجهیزات سننتی تیراندازی » مورد اصابت قرارگرفته بودند ، 11 مورد زخمی شده بودند که توسط شکارچیان پیدا نشدند . این حیوانات زخمی به سختی خوب شده و در اکثر موارد با تحمل درد و رنج فراونی جان خود را از دست می دهند.



تصور مرگ دردناک حیوانات گیر افتاده در دام های شکارچیان نیز یکی از غم انگیز ترین نوع شکار است.
برخی از شکارچیان که اغلب در کار تجارت کثیف پوست و خز می باشند سعی می کنند از تله های وحشتناکی برای به دام انداختن حیوانات استفاده کنند. حیوانات نگون بخت به دام افتاده زخمی ممکن است چندین روز را در همان حال با تحمل استرس فراوان و بدون آب و غذا سپری کرده و درنهایت مرگی غم بار داشته باشند !!!

This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 802x207.


شکار ، الگوهای مهاجرت و خواب زمستانی حیوانات را در هم می ریزد و خانواده ها را نابود می سازد . برای حیواناتی چون گرگ ها و غازها که در واحدهای خانوادگی منسجم زندگی می کنند ، شکار می تواند تمام اجتماعات آن ها را ویران نماید . سرو صدای هولناک ، اجتناب ناپذیر و گوش خراش ناشی از شلیک گلوله و هیاهوهای دیگری که شکارچیان به وجود می آورند ، باعث می شود که حیوانات ، از فشار روانی بسیار شدیدی در رنج باشند. چنین کارهایی عادت های غذایی معمول حیوانات را به مخاطره می اندازد و ذخیره ی چربی و انرژی مورد نیاز آن ها برای زنده ماندن در زمستان را با دشواری مواجه می سازد . هم چنین صداهای بلند می تواند تشریفات جفت گیری را به هم بریزد و موجبات گریختن والدین حیوانات از پناهگاه و آشیانه ی خود را فراهم آورند و فرزندان کم سن و سال و آسیب پذیر خود را رها سازند .


بیش تر وقت ها از شکار ، به مثابه ی ورزش، و راه و روشی برای تفریح و خوش گذرانی یاد می کنند و اینطور وانمود می کنند که شکار بخشی از طبیعت موجودات بوده و از نظر اجتماعی فعالیتی سالم و پذیرفتنی است .
در حالی که ، لازمه یک رویداد ورزشی ،رقابت میان دو گروه موافق و نظارت یک فرد به عنوان داور می باشد ، آیا ورزشی را می شناسید که ملاک برنده بودن در آن ، مرگ آگاهانه و خشونت آمیز و یکطرفه حریف باشد .?!!!!!!!!!!

برخی از گروه های شکار بر این ادعا هستند که با تمکین در برابر قوانین شکار و کشتن حیوانات مجاز ( free – range,, open season ) به شیوه ای که « پیامد نامناسب » ی برای انسان ها و طبیعت ، قطع نظر از شکار ، نداشته باشد ، فعالیتی است « مجاز و قانونی.!!!! چیزی که در پشت پرده این گروه های شکار هست چیزی جز منافع مادی و زیاده طلبی نیست. این گروه ها اصلی ترین تامین کننده وسایل و اسلحه های شکار بوده و برای حفظ بازار خود مجبورند چنین دلایلی را سرهم کرده و افراد بیشتری را جذب کسب و کار خود کنند.جالب تر اینکه ،حتی برخی از این گروه ها با نفوذ و پشتوانه مالی سعی در رواج شکار از طریق آموزش کودکان و پخش بروشور در مدارس نیز می کنند.

برخلاف آن چه شکارچیان ، بیش تر وقت ها در دفاع از تفریح و سرگرمی بی رحمانه ی خود بر زبان می رانند ، شکار ، هیچ کاری برای « حفاظت » [ از محیط زیست ] یا « کنترل جمعیت » انجام نمی دهد .
اگر آدمی در تعادل ظریف میان اکوسیستم های طبیعت دخل و تصرف ننماید ، بقای بسیاری از گونه ها تضمین خواهد شد . شکارگران طبیعی ، تنها ، با از پای درآوردن بیمارترین و ضعیف ترین افراد و تنها سیر کردن شکم خود ، به بقا و دوام این تعادل ، مدد می رسانند .

بیشتر اوقات ، تلاش شکارچیان برآن است تا حیواناتی را بکشند که می خواهند پوست و سر آن ها را بالای شومینه نصب کنند ،عکس یادگاری و باصطلاح غرور آمیز بگیرند. و بهمین دلیل معمولا ً بزرگ ترین و نیرومندترین حیواناتی را که طبیعت و گروه های حیوانات به آن ها نیاز دارند شکار می کنند تا باصطلاح افتخار بیشتری نصیبشان شود .

یکی از ادعاهای بی منطق شکارچیان اینست که آنها شکار را روشی برای کاهش گرسنگی بعضی از حیوانات می دانند و فکر می کنند با شکار و کاستن تعداد حیوانات امکان بیشتری برای بقیه ایجاد می کنند تا شکم خود رو سیر کنند درحالی این طرز تفکر کاملا سطحی و حتی بچه گانه است،توازن اصلی بدست طبیعت می تواند انجام شود و حتی راهنمایی و سیر کردن و سیراب کردن گروه های حیوانات در بیشتر اوقات بدست سر گروه ها و حیوانات قدرتمند گروه می باشد که متاسفانه توسط همین شکارچیان از پای درمیایند.

جمع آوری و بردن حیواناتی مثل گوزن،خرگوش و روباه برای محوطه های شکار نیز پیامد های خطرناک زیست محیطی به دنبال دارد. شیوع بیماری و انتقال آن از حیواناتی که از محل های دیگری به این مناطق آورده شده و زاد و ولد و برهم زدن اکوسیستم مناطق جدید از معضلاتی است که حیوانات در صورت فرار کردن از دست شکارچیان می توانند ایجاد کنند .

کشتن یک حیوان از فاصله دور یا نزدیک و با استفاده از ابزارهای غیر طبیعی چیزی جز جنایت و قتل نیست و

شکارگری در هر شکلی و با هر طرز فکری عملی غیرانسانی و غیر اخلاقی بوده و فقط مخصوص موجوداتی است که به صورت غزیزی و طبیعی و برای بقای خود و فقط حیوانات موجود در چرخه حیاتی خود را شکار می کنند.


منبع : تالار گفتمان گیاهخواران _انجمن حیوانات



ارسال توسط greenveg



اینجا زندگی سخت است . سخت تر از آنچه تصورش را بکنی. اینجا همه چیز رنج است و درد . از لحظهء تولد تا لحظهء مرگ .






من و خواهر و برادرانم را خیلی زود از مادرمان جدا کردند. و درون سلول های انفرادی انداختند. سلول های متعفن ، بدبو و تنگ. ما حتی نمیتوانستیم چند قدم راه برویم.


سلول ها طبقاتی هستند. خرگوش های طبقهء بالا ادرار می کنند و ادرارشان بر سر خرگوش های طبقهء پایین سرازیر می شود. عفونت و کثافت همه جا را فرا گرفته. برای همین گوش مادرم بیمار شد. او برای تمام طول عمرش (عمر کوتاهش) از گوش درد رنج می برد. گوشش عفونی شده بود. اما کارگران مزرعه ، هیچ وقت او را برای درمان نزد دامپزشک نبردند. و یک روز او را در همان وضعیت به کشتارگاه بردند و کشتند ، درحالیکه از گوش درد رنج می برد !!!!!!!!!






پدرم هرگز تن به این زندگی نکبت بار نداد. ما خرگوش ها ، لایق این زندگی جهنمی نیستیم. ما هم می خواهیم همچون باقی خرگوش های دنیا خوشبخت باشیم. پدرم برای تمام عمرش ( عمر کوتاهش) تلاش کرد تا از این قفس های نکبت بار نجات پیدا کند. او با دندان های نحیفش میله ها را می جوید. میله ها نشکستند اما دندان های او شکستند. او با پنجه هاش میله ها را میکند. میله ها کنده نشدند ، ناخن های او کنده شدند ! دستانش همیشه خون آلود بود. کارگران مزرعه هیچ وقت او را برای درمان نزد دامپزشک نبردند. اما یک روز او را با کشتارگاه بردند و پوستش را کندند درحالیکه دستان و پاهایش هنوز خون آلود بود !!!!!!!!!!







اینجا ، جای ما نیست. من این قفس را دوست ندارم. خرگوش ها باید آزادانه حرکت کنند ، بازی کنند ، در پهنهء صحرا همچون باد بدوند. اینجا ولی ما برای تمام عمر در قفس های تنگ و کثیف زندانی هستیم. شما را به خدا کاری برای ما بکنید !






شما را به خدا ، آیا این انصاف است ؟ آیا این زندگی ، ارزش زندگی کردن دارد ؟ مگر ما چه گناهی کردیم که ما را در این شرایط وحشتناک نگهداری میکنید ؟ من اینجا احساس خفگی می کنم ! جا تنگ است. ما را درون قفس های کوچک میچپانند. من و خواهرانم گاهی جیغ می کشیم ، اما کارگران مزرعه به ما اهمیت نمی دهند. آنها با ما مثل یک تکه آشغال برخورد می کنند. مثل یک تکه چوب ! مثل یک سنگ بی جان ! ولی ما که سنگ و چوب نیستیم ! ما جان داریم و درد را حس می کنیم ، دقیقا مثل شما انسان ها.







سرما و گرما ، برف و باران ، کولاک و طوفان ، ما همیشه باید در سلول هایمان باشیم ، و تحمل کنیم. و تحمل کنیم. و تحمل کنیم. تا روزی که ما را پوست بکنند. این انصاف نیست.






منبع : تالار گفتمان گیاهخواران- انجمن حیوانات



ارسال توسط greenveg
 
تاريخ : یکشنبه هشتم آبان 1390



چرا من از لباس های ابریشمی بیزارم ؟ چرا از پتوها و بالشت ها با روکش ابریشنی استفاده نمی کنم ؟ چون من پروانه ها را دوست دارم. چون من دوست ندارم بدنم در آتش آب جوشان بسوزد ، و دوست ندارم هیچ موجود دیگری در آب جوش بسوزد .


Click this bar to view the full image.





چرا من از ابریشم بیزارم ؟ چون من بچه پروانه ها را دوست دارم. آن زمان که در شفیره در خواب به سر می برند ، و رویای پرواز را در سر دارند ، آب جوش بدن نحیفشان را می سوزد و در خواب می میرند. آنها جرغاله می شوند تا پتوی نرم و زیبای ابریشمی تولید شود. من این پتوی نرم و زیبا را دوست ندارم.






چرا من از ابریشم بیزارم ؟ چون تمام موجودات حق حیات دارند . و این انصاف نیست که ما انسان ها برای خاطر خوشی خود سالانه میلیاردها میلیارد بچه پروانه را در آب جوش بیندازیم، درحالیکه اساسا ما مجبور به استفاده از ابریشم نیستیم. چه اجباری به استفاده از ابریشم هست وقتی صدها گزینهء دیگر در دسترس ما هستند؟ چرا باید رویای پرواز بچه پروانه ها به کابوس آتش تبدیل شود؟




چرا من از ابریشم بیزارم ؟ چون سوءاستفاده از حیوانات به هر عنوان و شکلی ، اشتباه است. طبیعت ، شفیره را برای پروانه شدن آفریده . نه برای اینکه تبدیل به بالشت نرم منزل ما شود ! شفیره دوست ندارد ، پوشش تن ما باشد. شفیره یک هدف دارد. یک عشق دارد. عشق پروانه شدن. ما اجازه نداریم عشق شفیره را در آّب جوش بسوزانیم.





چرا من از ابریشم بیزارم ؟ ابریشم جسم مرا می سوزاند ! همانگونه که جسم نحیف و بی دفاع بچه پروانه را سوزاند. آنگاه که در خواب بود. ابریشم نرم و لطیف نیست! ابریشم از جنس درد است. از جنس آزار ! از جنس فریادها و ناله های میلیاردها بچه پروانه. آنگاه که هیچ کس آن ناله ها را نشنید .


Click this bar to view the full image.





توضیح : صنعت تولید ابریشم از جمله صنعت هایی هست که در تار و پود آن ، ظلم به حیوانات و آزار موجودات بی زبان پروردگار نهفته است. برای تهیهء تنها یک پتو یا یک لباس ابریشمی صدها بلکه هزاران نوزاد پروانه به قتل می رسند. نوزادان پروانه در آخرین مرحله قبل از تبدیل شدن به پروانه به دور خود پیله می تنند. و در حالیکه در حساس ترین مرحله از زندگی خود هستند در درون پیله ، دگرستی و مراحل تبدیل شدن به پروانه را به سرعت طی می کنند. اما انسان ها شفیره ها را در تعداد میلیونی به آب جوش میریزند. نوزادان پروانه همگی در درون لانهء خود قتل عام می شوند. رویای پرواز و پروانه شدن برای همیشه می میرد. و اینگونه ، یک لباس نرم و زیبای ابریشمی تولید می شود ! اما به چه بها ؟ به بهای مرگ میلیاردها موجود زندهء بی گناه ؟ به بهای زنده زنده جزغاله شدن آنها ؟ آیا ما دوست داریم درحالیکه در خواب عمیق در بستر هستیم ناگهان درون یک دیگ بزرگ آب جوش ریخته شویم؟! پس چرا بچه پروانه ها باید این سرنوشت را داشته باشند ؟ برای چه ؟ مگر ما مجبوریم از ابریشم استفاده کنیم؟ مگر صدها نوع پارچهء دیگر در بازار موجود نیستند؟

گردآوری و تدوین : ناپلئون

منبع: تالار گفتمان گیاهخواران- انجمن حیوانات


ارسال توسط greenveg

پیج رنک

آرایش